دسامبر 24
بازدید : 435
نظرات : بدون دیدگاه
مهد، مکانی شاد همراه با مقررات

از خانه ای که آشناست و محل دلدادگی، به ناچار می گذرد و به جایی قدم می گذارد که ناآشناست. نمی داند اینجا کجاست و فقط پدر و مادرش را می خواهد. اشک های پی درپی اش فرو می ریزد. او همچنان به نماندن اصرار می کند. محلی که البته بی شباهت به خانه نیست […]

از خانه ای که آشناست و محل دلدادگی، به ناچار می گذرد و به جایی قدم می گذارد که ناآشناست. نمی داند اینجا کجاست و فقط پدر و مادرش را می خواهد. اشک های پی درپی اش فرو می ریزد. او همچنان به نماندن اصرار می کند. محلی که البته بی شباهت به خانه نیست ولی نه… یکسری مقررات آن ها را با هم متفاوت می کند. در چهاردیواری آشنا، میتوان اسباب بازی را هرجایی رها کرد و رفت، می توان تا هر وقت که نیاز باشد، خوابید و هر وقت که میل باشد صبحانه خورد. اگر هم دعوایی باشد با یک نفر یا دو نفر است؛ اما در موقعیت ناآشنا مقررات طبق قانون، از قبل نوشته شده است و ندانستن این که قانون آنجا چیست، خود یکی از مشکلات است. وجود «مقررات» با ایجاد «امنیت و راحتی» زیاد به نظر هم آهنگ نمیاید.

 

وظیفه ی این محیط نگهداری از فرزندان در یک زمان معین و ایجاد زمینه ی تفریحی گسترده به وسیله ی اسباب بازی ها و لوازم آموزشی بی شمار است؛ ولی چون همراه با اعمال قوانین است، تأثیر چندان زیادی ندارد؛ به همین دلیل عدهای از کودکان در خو گرفتن با آن مشکل دارند.

 

در اکثر مهدکودک های کشور، فعالیت ها معمولاً در فضای شبیه به کلاس های درس و همراه با مربیان آموزشی است که بیشتر یادآور کلاس های دوران تحصیل است. در واقع تفاوت زیادی با کلاس های مقاطع ابتدایی ندارد. فضا خیلی متناسب با کودک نیست، و به عنوان اولین محل برای ورود کودک به جامعه، خیلی جذاب به نظر نمی رسد.

 

مقررات مهدکودک ها به نسبت خشک است و در کنار فضای شادی که مربیان سعی دارند برای بچه ها ایجاد کنند، محیط ناهمخوانی را ایجاد می کنند. فشاری که به خاطر پرداخت شهریه از سوی مدیران به خانواده ها اعمال می شود، به تشدید مقررات می انجامد، و هم نوایی با آن ها را مشکل می کند. در واقع اثرات مثبت مهد در حد به کارگیری فکر و خلاقیت و مهارت های اجتماعی است که با مشاهده ی مؤلفه های هوش و یا حفظ اشعار و قصه ها و مهارت های حرکتی میتوان به این مطلب پی برد.

 

برای بالا بردن این مکان ها، بایستی دیگر نهادهای اجتماعی با آن در همکاری و ارتباط تنگاتنگ باشند. چون کار برای کودکان بسیار گسترده است، از رسانه های گوناگون و مجلات گرفته تا شرکت های ساخت اسباب بازی و باشگاه های ورزشی، کلاس های هنری و نیز بخش های درمانی که نه تنها باعث بالا رفتن کیفیت این مهدها، بلکه موجب بالا رفتن سطح مطالبات و توقعات کودکان می شوند. لذا کار یک جانبه و یک سویه ی این مراکز، شاید به قسمتی از نیازهای آنان کمک کند، ولی چون دیگر نیازها برآورده نمی شود و حتی سطح نیازها هم بالاتر می رود، که از جهات دیگر، مشکلاتی بروز خواهد کرد.

 

نارضایتی هایی که از آمدن به این مکان شاد ایجاد می شود میتواند با نشانه هایی مثل: لجبازی، به هم خوردن خواب شبانه، گریه های افراطی، صبحانه نخوردن یا کم خوردن و به هم زدن نظم و قراردادهای خانه، بروز کند که در نتیجه با مقاومت در برابر اصرار والدین همراه است.

 

با این که در یک سن به خصوص، نونهالان پذیرفته خواهند شد، ولی همان سن هم در بعضی بچه ها زودتر از موعد مقرر فرا می رسد. در واقع گاهی کودک، حاضر به ترک خانه آن هم فقط در ساعاتی خاص است و یا محیط ناآشنا را برای دقایقی می پذیرد. چون دلبستگی به والدین و استقلال در یک فضایی نو و جدید، او را به دوگانگی خواهد کشاند، و لذا اضطراب مفرطی را تجربه خواهد کرد. تجربه ی چندین سال کار با بچه ها، مربیان را آن قدر پخته کرده است که بدانند آن ها از چه رنج می برند، و توجه به تجربه ی آنان بی نتیجه نخواهد بود.

 

اگر در ابتدا برای آمدن به مهدکودک انگیزه ی بالایی داشت که آن هم بیشتر به خاطر همراهی والدین تا ساعتی با او بوده است  ولی اکنون دیگر انگیزه ای برای رفتن به آنجا ندارد زیرا ترس از دست دادن والدین و جدایی از آن ها او را به خانه برگشت می دهد.

 

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما