نصیحت سازنده کردن

متداول ترین و رایج ترین تصور اشتباه آمیز معلمان و مربیان و اولیاء خانواده در تربیت این است که انتظار داشته باشند هر آنچه را که کودکان می گویند قلباً بپذیرند؛ در حالی که گفتن، تربیت کردن نیست. اظهار کردن واقعیت هایی که در ذهن وجود دارد یک انگیزه طبیعی است که شخص بزرگسال را […]

متداول ترین و رایج ترین تصور اشتباه آمیز معلمان و مربیان و اولیاء خانواده در تربیت این است که انتظار داشته باشند هر آنچه را که کودکان می گویند قلباً بپذیرند؛ در حالی که گفتن، تربیت کردن نیست. اظهار کردن واقعیت هایی که در ذهن وجود دارد یک انگیزه طبیعی است که شخص بزرگسال را وادار می کند تا بخواهد دیگران هم از این واقعیت ها آگاه شوند.

 

اما این آگاهی که در سطح شناختی آن هم در مرحله ناپایدار دانستن متوقف می شود نمی تواند تأثیر تربیتی به خود بگیرد، درست همان گونه که نوازش کردن کودک تب او را درمان نمی کند، گفتن واقعیت ها به او نیز نه جهل او را درمان می کند و نه مشکلات شخصیتی و رفتاری اش را.

 

اگر کودکان بنابر اقتضای سن و شرایط خاص تحول روانی، دچار مشکلات رفتاری می گردند قبل از آن که برای معالجه و تغییر رفتار آن ها از طریق کلامی و نصیحت اقدام کنیم بهتر است به روش های عملی و فراهم کردن موقعیت های تربیتی تکیه کنیم تا خود به خود مشکل مورد نظر مرتفع گردد.

 

برای مثال، اگر دانش آموزی از افسردگی روانی رنج می برد و نسبت به محیط، همسالان و محرک های محیطی بی تفاوت و بی علاقه شده است، به جای این که از طریق نصیحت او را به زندگی بانشاط و فعال دعوت کنیم که قطعاً بیهوده به نظر می رسد، باید شرایطی را در مدرسه یا خانه فراهم کنیم که او از وجود خویش لذت ببرد؛ «احساس مفید بودن» در او ریشه بگیرد؛ به کارهایی که می تواند انجام دهد تشویقش کنیم تا او با احساس موفقیت و پیروزی تصویری که از خود دارد تغییر دهد و خواهیم دید با این «عمل و رفتار»، خود بخود احساس افسردگی و اندوه را از درون او زدوده ایم. بدون این که با کلام و نصیحت با او برخورد کرده باشیم.

 

ما باید زبان «کردار» را جایگزین زبان «گفتار» کنیم. زیرا زبان رفتار، زبان حال، زبان احساس، عواطف و هیجان است. بدون تردید بخش عظیمی از حالات و هیجانات ناخودآگاه ما در هنگامی که در حال انتقال پیام کلامی هستیم به دیگران منتقل می شود و آنچه را که در «پس گفتار» ما ارسال می شود قوی تر و گویاتر از تمامی عباراتی است که در «متن گفتار» بیان می شود.

 

  • فرزندانم را چگونه نصیحت کنم تا بر آنان اثر بگذارد؟

۱. به مقدار ضرورت بسنده کنید. نصیحت پی در پی، سبب لجاجت فرزندان می شود و رفتار ناشایست را در آنان تثبیت می کند. توجه داشته باشید که حتی بزرگسالان نیز پند را به سختی می پذیرند. نصیحت مانند روغن کرچک است که دادنش راحت، ولی خوردنش بسیار ناخوشایند است.

 

۲. خودتان به موعظه هایتان عمل کنید. در روایات آمده است: «اگر دانا به دانش خود عمل نکند، موعظه اش از قلب ها می لغزد؛ همان گونه که قطره آب از روی سنگ فرو می ریزد.»

 

۳. برای تأثیر نصیحت، باید بین خود و فرزندانتان رابطه ای قلبی و عاطفی برقرار سازید. دل فرزند به والدینی روی می آورد که با آنان انس داشته باشد. امام علی می فرماید: «دل های انسان ها وحشی اند؛ پس به کسی روی می آورند که با آن ها انس گیرد.» موانع رابطه قلبی، مانند زنگارهای روی آهن است که جلو جذب آهن‌ربا را می گیرد.

 

۴. هنگام پند دادن، خوشرو باشید. ترشرویی، جلو تأثیر پند را می گیرد. از لحنی نرم استفاده کنید و به آرامی تذکر دهید. وقتی خداوند بزرگ، موسی و هارون را به سوی فرعون فرستاد، بدانان فرمود که با او به نرمی سخن بگویند: فقولا له قولاً لیناً.

 

۶. نصیحت های شما به ویژه برای نوجوان باید پنهانی باشد. نوجوان با توجه به ویژگی شخصیت طلبی اش نصیحت شنیدن در جمع را برنمی تابد.

 

۷. در پند و اندرزها، به منفعت و مصلحت فرزند توجه کنید و مصالح خود را در نظر نگیرید. اگر فرزند شما احساس کند نصیحت های شما برای منافع خودتان است، چندان اثری نخواهد داشت.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما