اسفند ۱۲
نویسنده : ناصر باهنر
بازدید : 186
نظرات : بدون دیدگاه
تصور کودک از دنیای بعد مرگ

تصور کودک درباره ی خویش این است که همواره زنده خواهد بود و این فکر که روزی او هم می میرد، برایش دشوار است. عقاید و افکار کودک، پیرامون مرگ بسیار محدود است و به زحمت می تواند از شنیدن خبر مرگ کسی بفهمد که بر سر او چه آمده است، مگر آن که خود […]

تصور کودک درباره ی خویش این است که همواره زنده خواهد بود و این فکر که روزی او هم می میرد، برایش دشوار است. عقاید و افکار کودک، پیرامون مرگ بسیار محدود است و به زحمت می تواند از شنیدن خبر مرگ کسی بفهمد که بر سر او چه آمده است، مگر آن که خود صحنه ی مرگ و دفن او را ببیند.

 

برای کودکان سه ساله فهم معنای مرگ مشکل است و دیدن صحنه ی به خاک سپاری فردی، ذهن او را مغشوش و دچار ابهام و تعجب می سازد. پیدایش عقاید خاص درباره ی مرگ به سنین حدود پس از پنج سالگی مربوط می شود و در این سنین است که به عنوان مثال با مرگ پدر یا مادر خویش احساساتی از او بروز می کند. کودک خردسال معمولاً مرگ را برای بزرگسالان می پندارد و تصور او این است که افراد باید پیر شوند و بمیرند. اندیشه ی عمومیت مرگ و این که گاهی کودکان و نوجوانان را هم دربر می گیرد، برای غم انگیز و ناراحت کننده است.

 

کودک از چگونگی و چیستی بهشت و دوزخ آگاهی ندارد و صرفاً بر پایه ی شنیده ها این تصور در او پدید آمده است که مثلاً بهشت، باغ زیبایی است و در آن انواع خوردنی ها و اسباب بازی ها برای آنان وجود دارد. در آن جا می توان دوچرخه سواری و تاب بازی کرد، زیرا حیاط آن برای هر نوع بازی وسیع است و درختانی که در آن وجود دارند، محیط مناسبی را برای قایم موشک بازی پدید آورده اند.

 

تصور کودک از جهنم، مقداری آتش بر روی هم انباشته است. او هرگز گمان نمی کند که او نیز ممکن است روزی در این آتش جای داشته باشد و یا گمان کند که می تواند در هر صورت خود را از آن خلاص کرده و یا سوزشش را به طریقی متحمل شود.

 

با این حال شوق دیدار بهشت و زندگی در آن و گریز از آتش دوزخ، گاهی او را به خود مشغول می سازد. به خاطر بهشت حاضر است فرمان های پدر و مادر را گوش کند و اگر بداند که نافرمانی از آن، سبب ورودش به آتش جهنم می شود، از آن می گریزد. اگر دریابد که عملش خطا و گناه بوده و عقوبت آتش را در پی دارد، برای آن نگران می شود و گاه اشک می ریزد.

 

ترس از جهنم او را وامی دارد که جداً راستگو باشد و نافرمانی نکند و طمع بهشت هم سبب می گردد که جداً به دنبال اطاعت فرمان های خداوند و صحبت های پدر و مادر خود باشد و البته این مسأله مجوز این نیست که هر دو طریق به صورت یکسان در تعلیم و تربیت کودکان به کار گرفته شوند، بلکه تأکید بیشتر باید متوجه تذکر بهشت و نعمت های زیبای آن گردد.

 

 

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما