اسفند ۲۰
بازدید : 50
نظرات : بدون دیدگاه
مشکلات فرزند اول

اولین فرزندان در هر خانواده از یک موقعیت برتری برخوردارند. مراقبت بیش از حد به جهت ثمره یک عشق سرانجام یافته بودن، بعضا اولین نوه بودن نزد پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در سلسله مراتب نظام خانوادگی از یک موقعیت مطبوع مزیت یافته ای بهره مند هستند.   این موقعیت تا زمان تولد دومین فرزند […]

اولین فرزندان در هر خانواده از یک موقعیت برتری برخوردارند. مراقبت بیش از حد به جهت ثمره یک عشق سرانجام یافته بودن، بعضا اولین نوه بودن نزد پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در سلسله مراتب نظام خانوادگی از یک موقعیت مطبوع مزیت یافته ای بهره مند هستند.

 

این موقعیت تا زمان تولد دومین فرزند ادامه می یابد ولی با تولد فرزند دوم ناگهان محبت و توجه والدین و دیگر اطرافیان نسبت به آنان کمتر می شود و فرزند اول از موقعیت مطبوع و مزیت یافته ای تنزل می یابد. از آنجایی که والدین و اطرافیان الگوی رفتاری خاصی برای نحوه برخورد خود با فرزند اول در مقابل این تنزل ندارند و اغلب با رفتارهای ناشیانه خود فرزند اول را نسبت به فرزند دوم نه تنها بی علاقه می کنند بلکه حسادت را در وجود او نهادینه می نمایند و یا با توجه بیش از حد او را دچار نخوت و تکبر می کنند.

 

در هنگام ورود نوزاد و فرزند دوم، مشکلاتی برای فرزند اول به وجود خواهد آمد که از دست والدین خارج است اما با دانستن و آگاهی نسبت به این واکنش‌ها می‌توان آن ها را به موقع شناخت و برخورد مناسب را جهت کاهش واکنش‌های کودک اول خانواده به کار برد… کودکان در مقابل ورود نوزاد جدید واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. مشکلات شایع کودکان عبارت‌اند از:

 

  • لجبازی
  • قشقرق به پا کردن
  • تحریک‌پذیری
  • رفتار خشن با شیرخوار مانند محکم بغل‌کردن، ضربه‌زدن، نیشگون گرفتن، گازگرفتن و…
  • چسبندگی به مادر و اضطراب جدایی
  • مشکلات مربوط به توالت رفتن (خیس‌ کردن شبانه یا روزانه، کنترل نکردن مدفوع)
  • مشکلات خواب
  • مشکلات مربوط به غذاخوردن
  • رفتارهای بچه‌گانه مانند درخواست پستانک و شیشه شیر و یا کودکانه صحبت‌کردن

 

فرزندان اول، در اغلب اوقات پس از مدتی به این نتیجه می رسند که از طرف والدین شان نادیده گرفته می شوند. این احساس معمولا وقتی اختلاف سنی بچه ها بیشتر باشد شدیدتر است و در سال های نخستین تولد فرزند دوم به اوج می رسد.

 

احساس نادیده گرفته شدن، گاهی منطقی نیست چرا که به هر حال فرزندی که تازه به دنیا آمده به مراقبت بیشتری نیاز دارد و والدین باید وقت بیشتری را صرف رسیدگی به کارهایش کنند، اما گاهی هم فرزند اول واقعا مورد بی مهری قرار می گیرد و متوجه می شود گرچه تا پیش از تولد خواهر یا برادر کوچک ترش، شاهکار خانواده به حساب می آمده و در کانون توجه همه بوده، ناگهان فراموش می شود چون مهمان ناخوانده ای آمده و جای او را گرفته است.

 

انتظارات والدین از بچه های بزرگ تر معمولا معقول نیست. آن ها بیش از اندازه بر منطق و توانایی فرزند خانواده در تحلیل صحیح شرایط حساب می کنند و همین باعث می شود گمان کنند فرزندشان حتما قادر است شرایط را پس از تولد فرزند دوم درک کند و به همین دلیل باید بفهمد فرزند تازه به دنیا آمده، طبیعتا کنجکاوی همه را برمی انگیزد و از آنجا که هنوز ناتوان است به مراقبت بیشتری نیاز دارد، اما برخلاف حدس پدر و مادرها، کمتر پیش می آید فرزند اول به شیوه بزرگ ترها شرایط را بسنجد.

 

واکنش فرزند اول خانواده به سوء مدیریت والدینش در چنین شرایط تنش زایی، متفاوت است. احتمال دارد خشمگین شود و در صدد تلافی بی مهری پدر و مادرش برآید.

 

شاید از والدینش متنفر شود و کینه آن ها را به دل بگیرد، شاید با رفتارهای غیرعادی مثلا فریاد زدن یا تظاهر به بیماری، سعی در جلب توجه مجدد بزرگ ترهایش داشته باشد، شاید هم آتش حسادت طوری در دلش زبانه بکشد که دست به اقدامی خطرناک برای از سر راه برداشتن فرزند دوم کند.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما