شهریور ۱۷
بازدید : 76
نظرات : بدون دیدگاه
الگوبرداری کودک از رفتار دیگران (۱)

کودکان اولین رفتارها و واکنش ها را از والدین می بینند و دنیا را در وجود آن ها حداقل در یکی ۲ سال اول خلاصه می کنند. اما همین والدین چند سال بعد شکوه و شکایت می کنند که کودکشان بدغذاست، جیغ می کشد، ناسزا می گوید و … جالب این که اغلب تصور می […]

کودکان اولین رفتارها و واکنش ها را از والدین می بینند و دنیا را در وجود آن ها حداقل در یکی ۲ سال اول خلاصه می کنند. اما همین والدین چند سال بعد شکوه و شکایت می کنند که کودکشان بدغذاست، جیغ می کشد، ناسزا می گوید و … جالب این که اغلب تصور می کنند اشتباهی از جانب آن ها رخ نداده است و معلوم نیست چرا کودک این رفتارهای زشت را ادامه می دهد و تکرار می کند. اگر شما هم کودکی دارید که از یکی از رفتارهای نادرست او شاکی هستید، حتما ادامه مطلب را بخوانید.انسان و رفتارهای او آمیزه و ترکیبی از ویژگی های ارثی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و روان شناختی است و این ویژگی ها تاثیرات متقابلی روی هم دارد.

عادت های انسان به عنوان یک سری رفتارهای تکرار شونده هم ناشی از همین عوامل است.آن چه بیشتر خانواده ها را از دست فرزندان خود عاصی می کند، رفتارهای خارج از عرفی است که کودکان به انجام آن خو کرده اند. سهم عوامل اجتماعی و روان شناختی در شکل گیری و تداوم عادت های نامناسب بسیار بیشتر از عوامل ارثی و فیزیولوژیکی است. بیشتر شکایات والدین از عادت های نادرست کودکان مربوط به بدغذایی، بازی با یکی از اندام های بدن، جیغ زدن، وابستگی افراطی و بیمارگونه به والدین، دروغ گویی، دزدی، کشیدن موی سر دیگری، کتک کاری و مکیدن انگشت است که شیوع زیادی در بین کودکان دارد.

باید توجه داشت که یکی از علل بروز این عادت ها، اضطراب و فشارهای درونی کودک است. عادت یک شبه به وجود نمی آید و یک شبه هم از بین نمی رود. بنابراین از کودکی که دارای تفکر و احساس ناسالم است، نباید انتظار رفتار مطلوب داشته باشیم. زیرا مخزن رفتاری کودک در نتیجه پاسخ به تفکرات و احساساتش شکل گرفته است و اگر والدین در ارائه پاسخ های صحیح و به موقع کوتاهی کرده باشند، نباید نقش خود را در بروز عادت نادرست کودکشان نادیده بگیرند.

از طرفی کودک در تعامل با محیط و اطرافیان تحت تاثیر رفتارها و واکنش های دیگران قرار می گیرد و در واقع رفتارهای خوب و بد را آموزش می بیند. بسیاری از کودکان دست به الگوبرداری از رفتارهای دیگران می زنند. اگر این الگوبرداری و عمل به آن از نظر روانی به تخلیه کودک منجر شود و اضطراب کودک را کاهش دهد، آن رفتار را الگو قرار می دهد و تداوم می بخشد.

اگر والدین نتوانند به طور طبیعی به کودک خود توجه و محبت کافی کنند، کودک برای کسب نوازش، توجه یا محبت والدین سعی می کند راه های دیگری را امتحان کند که یکی از این راه ها رفتارهای تکرار شونده نامتناسب است. نباید فراموش کرد که بعضی از رفتارها ریشه فیزیولوژیکی دارد مثل خودزنی، بعضی تیک های عصبی، بدغذایی که ممکن است ناشی از ضعف اعصاب یا کم کاری یا پرکاری غدد باشد. بنابراین تک بعدی نگاه کردن به منشاء شکل گیری رفتارها در کودکان چاره ساز نیست و ما ناچاریم مجموعه ای از عوامل را در نظر بگیریم. در واقع تقابل تمامی عوامل وراثت، روان شناختی، اجتماعی و … به بروز یک رفتار منجر می شود. از سوی دیگر عادت های رفتاری در هر سنی ممکن است بروز پیدا کند و یا یک عادت رفتاری در یک سن یا طی مراحل رشد تغییر شکل دهد. در بسیاری از موارد عادت های رفتاری رفع نمی شود بلکه شکل عوض می کنند و والدین تصور می کنند عادت کودک برطرف شده است. عادت های جدید در سن بلوغ تقریبا به شکل ثابتی درمی آید.عادت های بین کودکان ضمن مشابهت در دختران و پسران تفاوت هایی هم دارد. به عنوان مثال در دختران عادت هایی مثل بازی با اعضای بدن، پنهان کاری و در پسران ناسزاگویی، پرخاشگری و دزدی شیوع بیشتری دارد.

نویسنده این مطلب :

جعفری

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما