اکتبر 21
بازدید : 143
نظرات : بدون دیدگاه
راستگویی را به کودک آموزش دهید

در حدود هفت-هشت سالگی بچه‌ها قادرند رفتار صادقانه از خود نشان دهند. البته این بدان مفهوم نیست که نسبت به تمامی جوانب صداقت آگاهی کامل دارند. آنها فقط می‌توانند انتظار شما را از حقیقت‌گویی برآورده سازند. کودکان دبستانی می‌توانند پیامد‌های رفتاری خود را پیش‌بینی کنند. آنها فقط زمانی دروغ می‌گویند که دچار اضطراب، تشویش و […]

در حدود هفت-هشت سالگی بچه‌ها قادرند رفتار صادقانه از خود نشان دهند. البته این بدان مفهوم نیست که نسبت به تمامی جوانب صداقت آگاهی کامل دارند. آنها فقط می‌توانند انتظار شما را از حقیقت‌گویی برآورده سازند.
کودکان دبستانی می‌توانند پیامد‌های رفتاری خود را پیش‌بینی کنند. آنها فقط زمانی دروغ می‌گویند که دچار اضطراب، تشویش و نگرانی شدید شوند. در این زمینه توجه به نکات زیر ضروری است:
در مقابل دروغگویی کودک، به او چسب نزنید و نگویید:تو دروغگو هستی. این جمله کودک را به حالت دفاعی می‌برد و ممکن است از آن هنگام به بعد خود را دروغگو بداند و همان رفتار را در خود درونی سازد. در مقابل بهتر است طوری رفتار کنید که او بداند از دروغگویی خوشتان نمی‌آید، اما مثل همیشه دوستش دارید. خیلی مودبانه، ولی جدی به او بگویید:
مثل اینکه حقیقت رو نمیگی، گاهی با این کار من رو نگران می‌کنی، چون واقعا نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. این گفتۀ شما به او می‌فهماند که در عین آنکه کار او را تایید نمی‌کنید، ولی فرصت مجددی به او می‌دهید تا اشتباهش را تصحیح کند.
• خواستۀ خود را با لحن و جملاتی مناسب از کودک بخواهید
فرض کنید که از فرزندتان می‌خواهید اتاقش را تمیز و مرتب کند. شما می‌توانید این خواستۀ خود را به چند صورت از کودک طلب کنید.
حالت اول: به فرزندتان می‌گویید :«هنوز اتاقت را تمیز نکرده‌ای؟» اگر کودک اتاقش را تمیز نکرده باشد، به طور حتم، این لحن شما او را به دلیل‌تراشی، دروغگویی و بهانه آوردن تشویق می‌کند.
حالت دوم: به فرزندتان می‌گویید :« می‌بینم که هنوز اتاقت رو تمیز نکرده‌ای؟» کودک با شنیدن چنین جمله‌ای قدری به فکر فرو می‌رود و سعی می‌کند اشتباهش را بپذیرد.
حالت سوم: به فرزندتان می‌گویید:« لطفا وقتی اتاقت را تمیز کردی، من رو صدا کن تا نگاه کنم.» در اینجا لحن احترام‌آمیز و مودبانۀ ی شما، کودک را نسبت به اجرای خواسته‌تان برمی‌انگیزاند.
از تاکید بیش از اندازه بر رفتارهای ناپسند خودداری کنید. اگر کودک دبستانی شما، حقیقت را خیلی اغراق‌آمیز تعریف می‌کند، سعی کنید چنین جملاتی به او نگویید: فهمیدم که دروغ گفتی، تو واقعا این کار رو انجام ندادی!
سوق دادن کودکان به سوی سرپیچی و تخلف آنها را به سوی انتخاب‌های بد و ناشایست می‌کشاند. هنگامی که دروغ کودک آشکار می‌شود و کودک خود به آن اعتراف می‌کند، با جمله ای ساده از کودک به دلیل صداقتی که به خرج داده است، تشکر و تمجید کنید.
علت دروغگویی کودک را کشف کنید. اگر کودک دبستانی‌تان در امتحان دیکته تقلب کرده است، سعی کنید به جای اینکه برایش سخنرانی طولانی کنید، او را تشویق کنید تا دربارۀ عمل خود با شما صحبت کند. مثلا، اینطور به نظر می‌رسه از کاری که توی امتحان انجام داده‌ای، واقعا نگران و پشیمانی. تو می‌ترسیدی که من از دستت خیلی عصبانی بشم. آیا میخواستی پیش دوستات نشون بدی که اونها باهوش‌تری؟… بعد از چنین گفت‌وگویی می‌توانید با یکدیگر راه حل جدیدی برای بهتر درس خواندن پیدا کنید.
تفاوت تعارف،دروغ و جمله‌های احترام‌آمیز را برای کودکتان روشن سازید. مثلا، وقتی مادر از لباس دوستش که تازه آن را خریده است، تعریف می‌کند، در حالی که به نظرش واقعا اینطور نیست. در واقع، او ادب و احترام را رعایت کرده و دوستش را نرنجانده است.
گفتن چنین جمله هایی در زمرۀ دروغگویی یا نداشتن صداقت نیست. یا وقتی که مادربزرگ هدیه‌ای برای کودک می‌خرد که او آن را دوست ندارد، نباید بگوید:«مادربزرگ من از این هدیۀ شما بدم میاد»، زیرا او خواهد رنجید.
• در یاد دادن بد و خوب به کودکان عجله نکنید.
برخی از والدین برای یاد دادن بد و خوب، باید و نباید، نیکو و ناپسند، مطلوب و نامطلوب به کودکان خود عجله می‌کنند. آنها سعی دارند همۀ ارزش ها را یکجا و به سرعت به کودک خود یاد دهند تا از وی کودکی اخلاقی، سر به راه، مبادی آداب، مقرراتی و گوش به فرمان بار بیاورند.
باید توجه داشت که این عجله کردن به شکست می‌انجامید و کودکانی که اینگونه در معرض یاد گرفتن بد و خوب قرار می‌گیرند، الزاما اخلاقی نخواهند بود و اگر فشار والدین زیاد شود، گاهی عاصی می‌شوند و همه چیز را به هم می‌زنند. اینجاست که والدین تعجب می‌کنند که چرا با این همه امر و نهی و کنترل کردن، فرزندشان رفتارهای نامطلوبی از خود نشان می‌دهد؟
در پاسخ باید گفت که تکامل شناختی، اخلاقی و اجتماعی کودکان امری تدریجی است. والدین و مربیان باید زمینۀ رشد و تحول آنان را با فراهم کردن محرک‌های مطلوب محیطی، فرهنگی و خانوادگی مهیا کنند.
هر انسانی دارای یک نظام ارزشی است که مجموعه‌ای از بدها و خوب‌ها، بایدها و نبایدهاست. این نظام ارزشی، رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بسیاری از مولفه‌های نظام ارزشی کودک به صورت غیر کلامی، یعنی از طریق رفتارهای مشاهده شده، شکل می‌گیرد، در حالی که برخی والدین همیشه از روش کلامی و ارشاد برای غنی کردن نظام ارزشی فرزندشان استفاده می‌کنند.
چگونگی رفتار والدین، چگونگی مناسبات و برخورد با یکدیگر و همچنین چگونگی برخورد والدین با مسائل، پدیده ها و وقایع همگی مواردی هستند که بر نظام ارزشی کودک تاثیر می‌گذارند. وقتی کودک در رفتار والدین خود “صداقت” ببینند، به تدریج رفتار صداقت‌آمیز آنها را خود، درونی می‌کند.

نویسنده این مطلب :

خانم خوش بیانی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما