اردیبهشت ۲۵
بازدید : 12
نظرات : بدون دیدگاه
زیاد شدن فاصله فرزند با خدا

بسیار دیده ایم خانواده هایی را که پدر و مادر متدین و اهل رعایت تقوا هستند اما فرزندان آن ها نسبت به دستورات دینی بی مبالات بوده و از آن ها گریزان می باشند.

برخی خانواده ها نسبت به تربیت دینی فرزندان بی تفاوت بوده و آنان را به حال خود رها کرده اند، بی تفاوتی والدین موجب شده فرزندان هر چه از نظر سنی بالاتر می روند، فاصله آن ها با خدا بیشتر می شود.

 

پیامبر(ص)فرمود: «مَثَلُ الَّذی یَتَعلَّمُ فی صِغَرِهِ کَالنَّقشِ فِی الحَجَرِ؛ حکایت کسى که در کودکى مى آموزد، همانند نقش کَندن بر سنگ است».

 

بازی های رایانه ای، اسباب بازی ها و فیلم های ماهواره ای در میان کودکان ایرانی به شدت در حال گسترش است و باید به والدین هشدار داد. رفتارها، کلمات، پوشش و تمام شخصیت کودکان ما، حاصل ارتباط آنان با تولیدات فرهنگی غرب است. الگودهی یک از مهم ترین وظیفه رسانه ملی است؛ باید الگوهایی را معرفی کنیم، که در جامعه حیات داشته باشند و با کودکان ما زندگی کنند.

 

تربیت فاطمی یعنی معنویت و ایجاد فضای معنوی در خانه و در میان فرزندان؛ پدر و مادری که به دنبال گل های فاطمی هستند باید چنین منش و سبک تربیتی را در زندگی خود دنبال کنند. نامگذاری فرزند مسئله ساده‌ای در میان مردم است، در روایات اسلامی، از حقوق فرزند بر پدر و مادر، انتخاب اسم و مسئله نامگذاری است، لذا والدین باید نام درست برای فرزند خود انتخاب کنند، زیرا در قیامت آنان را با این اسم صدا خواهند زد.

 

محیط خانواده اولین کانون مهم تربیتی است که شخصیت فرزندان در آن شکل می گیرد. در میان اعضای خانواده پدر و مادر چون ارتباط بیشتری با فرزند دارند، نقش پر رنگ تری در شکل گیری شخصیت او دارند. کوتاهی در انجام این دستور الهی از سوی پدران و مادران باعث شده تا امروزه جامعه ی اسلامی گریبانگیر معضلی اجتماعی شود که درمان آن جز از طریق خانواده ها امکان پذیر نیست.

 

بسیار دیده ایم خانواده هایی را که پدر و مادر متدین و اهل رعایت تقوا هستند اما فرزندان آن ها نسبت به دستورات دینی بی مبالات بوده و از آن ها گریزان می باشند، یا مادرانی را که محجبه و اهل حیا و عفت هستند اما فرزندان آن ها به طریق دیگری در جامعه رفت و آمد می کنند.

 

اولین عامل دینداری یا دین گریزی و بی مبالاتی فرزندان، رفتار پدر و مادر با آن هاست. قرآن کریم در داستان حضرت نوح (ع) این حقیقت را به خوبی بیان کرده است. آن گاه که حضرت نوح (ع) از هدایت قوم خویش نا امید شد از خداوند خواست تا همه ی آن ها را نابوده کرده و احدی از آن ها را زنده نگذارد «وَ قَالَ نُوحٌ رَّ‌بِّ لَا تَذَرْ‌ عَلَى الْأَرْ‌ضِ مِنَ الْکَافِرِ‌ینَ دَیَّارً‌ا [نوح/۲۵]؛ پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!» و در بیان علت این درخواست این گونه می فرماید: زیرا از آن ها جز نسلی که کافر و اهل فسق و فجور هستند به وجود نمی آید «لَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرً‌ا کَفَّارً‌ا [نوح/۲۶]؛ جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‌آورند! »

 

با توجه به این آیه پدر و مادر ممکن است به جایی برسند که همانند پدران و مادران قوم حضرت نوح(علیه السلام) همه ی فرزندانی که در دامن آنها پرورش می یابند انسان هایی پلید و بی دین باشند؛ از این رو خدای متعال نحوه تعامل و رفتار با چنین پدر و مادری را بیان می کند تا اگر فرزندانی خود بر طریق صلاح و تقوا بودند بواسطه ی اطاعت از این والدین در مسیر گمراهی قرار نگیرند.

 

  • نتیجه

برای شکل گیری تربیت دینی و به تبع آن اصلاح جامعه باید مراحل سه گانه ی ذیل را طی کنیم:

۱- پدران و مادران باید خود انسان هایی مومن و اهل رعایت تقوای الهی باشند؛

۲- زمینه های رشد و تعالی فرزندان خود را فراهم کنند و یا به عبارتی «تعلیم» را به نحو احسن انجام دهند؛

۳- فرزندان خود را در زمینه ی انجام تکالیف دینی رها نکنند بلکه دائما آن ها را به انجام دستورات الهی « امر» کنند تا در وجود آن ها نهادینه شود.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما