دسامبر 28
بازدید : 324
نظرات : بدون دیدگاه
ترس و نگرانی خود را به فرزندان منتقل نکنیم

پدرها و مادرها همیشه در تلاش اند که اخلاق و رفتار خوب را به فرزندانشان آموزش دهند، اما آن ها به نگرانی ها، استرس ها و اضطراب های خود توجهی ندارند. بچه های به همه ی آنچه والدین آن ها انجام می دهند و می گویند، واکنش نشان می دهند و می کوشند تا تقلید […]

پدرها و مادرها همیشه در تلاش اند که اخلاق و رفتار خوب را به فرزندانشان آموزش دهند، اما آن ها به نگرانی ها، استرس ها و اضطراب های خود توجهی ندارند. بچه های به همه ی آنچه والدین آن ها انجام می دهند و می گویند، واکنش نشان می دهند و می کوشند تا تقلید کنند و مشابه آن ها شوند. حالا چه این ها عادت های خوب والدین هستند که می خواهند بچه هایشان را تشویق به انجام آن ها کنند یا عادت های بدی هستند که آن ها نمی خواهند بچه هایشان آن ها را داشته باشند. بچه ها تا هشت سالگی تمامی تجربیات خود را شناسایی و به هم ربط می دهند و آن ها را در ناخودآگاه خود و کامپیوترهای درونی شان برنامه ریزی می کنند.

 

حال ترس های گرفته شده از والدین هم در همین جا می مانند. این یادگیری از طریق اشاره های شفاهی و غیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شفاهی والدین به بچه ها شکل می گیرد. مثلا ممکن است بچه ها در مورد مواد مخدر وقتی که والدین به آن ها می گویند که به پارک نروند چون ممکن است معتاد و کسانی که مواد مخدر استفاده یا خرید و فروش می کنند آنجا باشند یا وقتی که پدر و مادری رفتار مضطربانه ای در مورد مواد مخدر دارند، بفهمند و یاد بگیرند.

 

بهترین راه برای این که مانع از این شوید که بچه ها ترس ها و نگرانی های شما را بگیرند، شناختن و سنجیدن ترس های خودتان است. والدین باید یک سطح مشخصی از خود آگاهی داشته باشند و همچنین شما باید چیزی در بچه خود ببینید. و نسبت به آن آگاه باشید.

 

البته این مهم ترین بخش است. برای این که گاهی اوقات ترس به حدی ریشه دوانده که به سختی قابل تشخیص است یا ممکن است برای همه به غیر از شما کاملا غیرمنطقی باشد. یک راه غلبه بر این مشکل این است که والدین از همسر خود سوال کنند که آیا بچه ها نگرانی ها و ترس های آن ها را می گیرند. ممکن است یک خویشاوند نزدیک هم بتواند در این زمینه کمک زیادی بکند.

 

اشاره به ترس هایتان چه ترس های منطقی و چه غیرمنطقی بهترین راه کمک به فرزندانتان خواهد بود. بچه ها نیاز دارند تا ببینند که شما چطور این ترس را کنترل می کنید. حتی اگر این چیزی است که نسبت به آن باید مضطرب شد. این اضطراب موروثی است. اگر بچه شما استرس و اضطراب را ببیند، ممکن است بر اساس آن واکنش نشان دهند.

 

گاهی اوقات والدین متوجه می شوند که بچه های آن ها یکی از ترس های آن ها را گرفته اند. پزشکان می گویند که هر اندازه زودتر والدین متوجه این موضوع شوند، سریع تر برای حل آن می توانند اقدام کنند. برای این که اضطراب اغلب اوقات تحت تاثیر این که اشخاص چه احساسی دارند شکل می گیرد. والدین نیاز دارند تا به بچه های خود کمک کند تا بر ترس های خود با نگاه به موقعیت هایی که می توانند در آن ها ریسک های مناسب بکنند، غلبه کنند و کاری کنند که بچه ها با ترس های خود مبارزه کنند. شاید آن ها همیشه در این زمینه موفق نباشند ولی حداقل تلاش خود را انجام داده اند. چنین چیزی اعتماد به نفس آن ها را هم بالا برده و شجاعت بیشتری در آن ها ایجاد می کند.

 

اگر فرزند شما ترس خاصی دارد چه آن را از شما به ارث برده چه نبرده، این ترس را به عنوان یک موضوع مایه شرم و خجالت به روی او نیاورید و منفی نباشید. به تجربیات او ارزش دهید و کاری کنید که بتواند ترس خود را بفهمد و آن را کنترل کند. خودتان را نسبت به این ترس بچه ناراحت نشان ندهید. اضطراب شما در مورد رفتار او تنها استرس او را بیشتر می کند. آرام باشید و بهترین راه را برای کمک به بچه خود پیدا کنید. یک راه برطرف کردن این ترس، مواجه کردن تدریجی او با ترس است. مثلا اگر بچه از ماهی می ترسد، اگر یکی از دوستان شما مثلا ماهی آکواریومی دارد، سعی کنید بچه را کم کم به آن ها نزدیک کنید تا این که او خودش به تنهایی به سمت آکواریوم و ماهی ها برود.

 

 

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما