بهمن ۱۱
بازدید : 168
نظرات : بدون دیدگاه
برخورد درست با حسادت کودک

کودکان دو ساله یا کوچکتر زیاد با واژه حسادت آشنایی ندارند و با خوشحالی حضور یک نوزاد نو رسیده را می پذیرند و برای رفتار با نوزاد سعی می کنند از حرکات شما تقلید کنند. آن ها گاهی یک عروسک بر می دارند و مهارت های بچه داری را با شما تمرین می کنند و […]

کودکان دو ساله یا کوچکتر زیاد با واژه حسادت آشنایی ندارند و با خوشحالی حضور یک نوزاد نو رسیده را می پذیرند و برای رفتار با نوزاد سعی می کنند از حرکات شما تقلید کنند. آن ها گاهی یک عروسک بر می دارند و مهارت های بچه داری را با شما تمرین می کنند و گاهی از شما می خواهد که اجازه دهید نوزاد را در آغوش بگیرد. اینجاست که رفتار صحیح شما میتواند حس حسادت را در کودک بزرگتر مهار کند.

 

در این هنگام شما نباید به صورت آنی عکس العمل نشان داده و او را از این کار منع کنید، به خصوص در جلوی افراد غریبه یا نا آشنا برای کودک، بلکه می توانید به آرامی به او بفهمانید که او به تنهایی قادر به این کار نیست ولی زیر نظر و کنترل شما می تواند این کار را انجام دهد. به او اجازه دهید که جغجغه نوزاد را برایش تکان داده و خلاصه به روش خودش او را سرگرم کند.

 

بچه های سه ساله به راحتی می توانند نوزاد را بغل کنند و چنانچه مایل به این کار نیستند، شما آن ها را تشویق کنید. در این سن، کودک تفاوت میان عروسک و نوزاد را به خوبی درک می کند. از او بخواهید هنگام خواب نوزاد، همراه شما برای نوزاد شعر و لالایی بخواند و حتی او را تشویق کنید که در حمام کردن نوزاد به شما کمک نماید.

 

بچه های چهار ساله حس همکاری را به مرور یاد می گیرند و همدردی و دلسوزی را درک می کنند. آن ها توانایی نگهداری و سرگرم کردن نوزاد را دارند و می توانند کمک زیادی به پدر و مادر بکنند. در این برهه والدین باید با رفتار مناسب تمامی ابهامات آزار دهنده را در ذهن کودک بزرگتر از بین ببرند و آن ها را در نگهداری نوزاد سهیم نمایند.

 

بچه های پنج ساله و بزرگتر از حس حسادت قوی تری برخوردارند. شما نباید فکر کنید کودکتان بزرگ شده و دیگر حسادت نمی کند. بنابراین راهکارهای ذکر شده را بکار برده و به به او بگویید که بدون کمک او نمی توانید از عهده تمام کارهای نوزادتان برآیید و مهمتر این که این مسئله را به دفعات جلوی دوستان و آشنایان مطرح کنید. از فرزند بزگتر بخواهید کتاب هایش را برای برادر یا خواهر کوچکترش بخواند یا عکس هایش را به او نشان دهد. حتی می توانید به او یاد دهید زیر نظر شما لباس های نوزاد را عوض کند.

 

۱ – ذهن کودک را نسبت به تولد یک نوزاد جدید آماده کنید، به گونه‌ای که کودک احساس کند خواهر یا برادری که تازه متولد شده است به منزله نوعی ثروت است و باید به داشتن او افتخار و خوش‌حالی کرد.

 

۲- با کودک خود ساده و رُک صحبت کنید. مثلاً به او بگویید: «برادر/خواهر تو چون نمی‌تواند خودش غذا بخورد باید به او غذا داد و به همین خاطر ما گاهی مجبور می‌شویم وقت بیش‌تری را با او بگذرانیم. پس هر وقت ناراحت شدی، بگو.»

 

۳- هرگاه کودک را در موقع صدمه زدن به نوزاد دیدید، فوراً او را از این کار بازدارید و راجع به انگیزه‌ی او از این کار صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «فکر می‌کنی که او نمی‌گذارد تو را دوست داشته باشم؟ همه وقت مرا گرفته؟ هر موقع از دست‌اش عصبانی بودی بیا و به من بگو.»

 

۴- اگر کودکی به دلیل مریضی یا معلولیت به توجه بیش‌تری نیاز دارد، دلیل توجه به این فرزند برای دیگر کودکان توضیح داده شود تا حس حسادت ایجاد نشود.

 

۵- تلاش نکنید تا تفاوت بین کودکان را در خفا انجام دهید، زیرا کودکان به سرعت متوجه این تبعیض می‌گردند. نکته‌ی مهمی که باید به آن توجه کرد این است که وقتی را که با یکی از کودکان خود می‌گذرانید سعی کنید فقط با او باشید و به او تمرکز کنید.

 

۶- به کودکان خود یاد بدهید که در زندگی برای بدست آوردن خیلی چیزها صبر پیشه کنند. اصل صحت روانی این است که نقاط ضعف را شناسایی کرده و با آن‌ ها مبارزه کنید. هر چه افرادی که حسادت می‌ورزند مهارت‌های بیش‌تری کسب کنند، به همان اندازه کم‌تر حسادت می‌کنند و این حسادت در عوض منجر به تلاش و کوشش بیش‌تر می‌شود.

 

۷- اگر این احساسات سرکوب شود، بیشتر به روحیه او صدمه می‌زنند و طولانی‌تر باقی می‌ماند تا این ‌که آزادانه اجازه ابراز داشته ‌باشد. در این حالت، شما به عنوان والدین سه وظیفه متفاوت و به هم ‌مرتبط دارید. از نوزاد کوچک حمایت کنید تا آسیبی نبیند. به کودک بزرگ‌تر نشان دهید که او اجازه ندارد به احساسات بد خود عمل کند و به او اطمینان ببخشید که شما همچنان او را دوست دارید و او واقعا پسر یا دخترخوبی است.

 

۸- شما می‌توانید وقتی در حال گرفتن وسیله‌ای هستید که در دست اوست و می‌خواهد مثلا به خواهر کوچکش حمله کند، او را در آغوش بگیرید و بگویید: می‌دانم گاهی تو چه طور احساس می‌کنی، آرزو می کنی که بچه دیگری این‌جا نبود که من و پدرت مجبور باشیم از او مراقبت کنیم. اما نگران نباش. ما تو را هم همان قدر دوست داریم. حتی به تو نیاز داریم که به ما در مراقبت از او کمک کنی.

 

قراردادن احساسات کودک در قالب کلمات، به او کمک می‌کند که به آنها غلبه کند. شما می‌توانید به او بگویید «من می‌دانم که تو خشمگین هستی و دلت نمی‌خواهد که این برادر کوچولو را می‌داشتی، اما صدمه زدن به او چیزی را حل نمی‌کند» یا این که «من تورا دوست دارم و همیشه دوست خواهم داشت. تو و برادرکوچولویت را». اگر کودک دو ساله شما نوزادتان را زد، دست او را به حالت نوازش بگیرید و بگویید «او تو را دوست دارد» و به او کمک کنید که احساسات مثبت محبت و دوستی خود را به سطح بیاورد.

 

۹- به کودکان اجازه دهید که احساسات خود را صادقانه درباره دیگران ابراز کنند. به احساسات کودک کم بها ندهید. سعی نکنید با آن ها به‌ گونه‌ای حرف بزنید که گویی احساسات متفاوتی دارند. وقتی شما احساسات آن ها را بپذیرید، آن ها احساس می‌ کنند که والدینشان احساسات آن ها را خوب درک می‌کنند.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما