اکتبر 13
بازدید : 230
نظرات : بدون دیدگاه
هیولای اهریمنی

اصل ۱: نترسید نوجوانی دورۀ حساسی است. ناگهان کودک کوچک و دوست داشتنی شما تبدیل به‌فردی می‌شود که او را نمی‌شناسید. در بهترین وضعیت کج‌خلق و ساکت است و در بدترین وضعیت به‌هیولایی اهریمنی تبدیل می‌شود. بنابراین نخستین اصل نوجوانان این است: نترسید. هرچند انتظار می‌رود ابتدا کمی بترسید. بیشتر ما این احساس را تجربه […]

اصل ۱: نترسید

نوجوانی دورۀ حساسی است. ناگهان کودک کوچک و دوست داشتنی شما تبدیل به‌فردی می‌شود که او را نمی‌شناسید. در بهترین وضعیت کج‌خلق و ساکت است و در بدترین وضعیت به‌هیولایی اهریمنی تبدیل می‌شود.
بنابراین نخستین اصل نوجوانان این است: نترسید. هرچند انتظار می‌رود ابتدا کمی بترسید. بیشتر ما این احساس را تجربه خواهیم کرد. بعضی‌ها کمتر این احساس را تجربه می‌کنند. از پدر و مادری که بیش از یک فرزند دارند، غیرممکن است نشنوید که دوران نوجوانی فرزندان‌شان را بدون درد و رنج و سختی پشت سر گذاشته باشند.
آیا شیطنت‌های دوران کودکی فرزندتان را به‌یاد دارید؟ حالا آن شیطنت‌ها بار دیگر عود کرده‌اند، اما این بار بزرگتر و ترسناک‌تر شده‌اند. وقتی فرزندتان کوچکتر بود، باید به‌این فکر می‌کردید که ایا مسئولیت‌هایی را که به‌او محول کرده‌اید، می‌تواند یا نمی‌تواند انجام دهد.
اما حالا او افکار خودش را دارد و خودش تصمیم می‌گیرد. نوجوانان در سن بلوغ قرار دارند. آنها باید این مرحله از زندگی را طی کنند و تا حد امکان باید این کار را به‌‌تنهایی انجام دهند، زیرا می‌خواهند مستقل باشند.
علاوه بر تغییرات هورمونی و اضطراب و اشفتگی که در نوجوان اتفاق می‌افتد، بعضی از این تغییرات بر عملکرد مغز و مهارتهای ارتباطی و گفتاری‌اش تاثیر می‌گذارد و این عجیب نیست که دیگر فرزند نوجوان‌تان را نمی‌شناسید.
اصل ۲: بگذارید نظرشان را بیان کنند
فرزندتان باید آموخته باشد که چگونه تصمیم بگیرد، با دیگران مصالحه و مذاکره کند و در کارهای گروهی شرکت کند. چه‌چیزی بهتر از اینکه او را در تصمیمات خانوادگی شرکت دهید. او نیاز دارد در تصمیمات‌تان نظرش را بپرسید. همان طور که شما این انتظار را قبلاً از پدر و مادرتان داشتید.
البته باید بداند همیشه به‌خواست او عمل نمی‌کنید. اینجا خانۀ شماست و این شما هستید که تصمیم نهایی را می‌گیرید. اما می‌توانید نظر او را در مورد تصمیمات‌تان جویا شوید و به‌بهترین نحو از آن استفاده کنید.
وقتی بچه‌ها بزرگتر می‌شوند، نیاز دارند تصمیم‌گیری کنند، نظرشان را اعلام کنند و مانند بزرگترها با آنها رفتار شود. چرا نباید رنگ اتاق‌شان را انتخاب کنند؟

تکلیف تعطیلات خانوادگی چه‌می شود؟ شما هزینۀ تعطیلات را کنار گذاشته‌اید، اما هریک از فرزندان‌تان دوست دارند به‌جایی بروند. شما می‌توانید از آنها رای‌گیری کنید و بعد تصمیم بگیرید.
فقط مهم نیست که در تصمیمات‌تان، فرزندتان را شرکت دهید بلکه مهم این است که احساس کند در تصمیمات خانوادگی مشارکت دارد و او نیز حق رای دارد؛ بنابراین سعی کنید از این اصل نوجوانان استفاده کنید.
اصل ۳: زیر تشک‌های‌شان را نگردید
اعمالی از نوجوانان سر میزند که مورد تایید شما نیست. به‌محض اینکه پی به‌این رفتارها می‌برید، نگران می‌شوید. اما اگر از آنها چشم‌پوشی کنید، راحت‌تر زندگی می‌کنید. ممکن‌است پسرتان عکس‌های مبتذل نگاه می‌کند یا دخترتان رفتار زشتی انجام میدهد.
هر دو آنها ممکن‌است حتی سیگار بکشند یا مواد مخدر مصرف کنند، اما مسلماً در اتاق آنها مدرکی دال بر اعتیادشان پیدا نخواهید کرد، درست است؟ پس لازم نیست زیر تشک‌شان را نگاه کنید یا دفتر خاطرات محرمانه‌شان را بخوانید
چیزهایی را که پیش از شما هزاران پدر و مادر پیدا نکرده‌اند، نخواهید یافت. در واقع احتمالاً شما نیز مانند سایر والدین چیزی در اتاق نوجوان‌تان پیدا نمی‌کنید. اگر فرزندتان متوجه جستجوهای شما بشود، چه‌واکنشی نشان میدهد، مسلماً روابط‌تان به‌شدت آسیب می‌بیند. شاید اسراری را به‌خاطر داشته باشید که از پدر و مادرتان مخفی می‌کردید. شاید هنوز اسراری در سینه دارید که والدین‌تان از آنها بی‌خبرند.
فرزند شما نیز مانند سایر نوجوانان است. وقتی بیش از حد در مورد رفتارها و کارهای او از خودتان کنجکاوی نشان ندهید، اگر به‌دردسر بدی دچار شود، حتماً سراغ‌تان می‌آید و مشکلش را با شما در میان می‌گذارد. این نکته بسیار مهم است. اگر زیر تشک نوجوان‌تان را نگردید، او احساس می‌کند میتواند اسرارش را با شما درمیان بگذارد، بی‌آنکه نگران واکنش شما باشد.

نویسنده این مطلب :

خانم خوش بیانی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما