آبان ۱۵
بازدید : 11
نظرات : بدون دیدگاه
حس استقلال طلبی کودکان

کودکان وقتی پا به مدرسه می گذارند دوست دارند استقلال بیشتری داشته باشند. وقتی بچه ها به مدرسه می روند و در کنار والدینشان نیستند ، دوست دارند با دوستانشان بازی کنند. بعد از ظهرها هم آنها دوست دارند باز در کنار دوستانشان باشند. روزهای آخر هفته که پدر و مادرها برنامه ریزی میکنند تا […]

کودکان وقتی پا به مدرسه می گذارند دوست دارند استقلال بیشتری داشته باشند. وقتی بچه ها به مدرسه می روند و در کنار والدینشان نیستند ، دوست دارند با دوستانشان بازی کنند. بعد از ظهرها هم آنها دوست دارند باز در کنار دوستانشان باشند.
روزهای آخر هفته که پدر و مادرها برنامه ریزی میکنند تا در کنار خانواده باشند و با آنها بیرون بروند نیز بچه ها ترجیح می دهند کنار دوستان خودشان باشند و کارهای مورد علاقه ی خودشان را انجام دهند.
بچه ها در این سنین دوست ندارند والدینشان بر کارهای آنها نظارت داشته باشند. آنها دوست دارند در پارک دوچرخه بازی کنند ، پیاده به استخر شنا بروند و مدت بیشتری در کنار دوستانشان باشند.
پدر و مادران نمی دانند چگونه باید با احساس استقلال طلبی کودکان در این دوران کنار بیایند. از طرفی آنها دوست دارند کودکانشان در آینده افرادی قدرتمند و توانا باشند که از پس کارهای خودشان برآیند و از طرفی نمیتوانند به راحتی آنها را به حال خودشان بگذارند تا به استقلال برسند.
اول این که والدین نگران سلامت و امنیت فرزندشان هستند. در این دوران والدین باید مراقب این دو مسئله باشند. حتی بچه ها هفت ساله نیز گاهی در خیابان های شلوغ دوچرخه سواری میکنند و این برای آنها خطرناک است. والدین نگران مسائل مختلفی هستند مثلا از خودشان می پرسند که آیا کودکشان میتواند به تنهایی به خانه ی دوستش برود؟
آیا او میتواند به تنهایی به پارک نزدیک خانه شان برود؟ آیا والدین دیگر نیز به کودکانشان اجازه ی انجام چنین کارهایی را می دهند؟ کودکان به دنبال رسیدن به خواسته هایشان هستند و تصمیم گیری برای ان که والدین چه چیزی را به فرزندشان بدهند و کدام یک از خواسته های او را برآورده کنند برایشان مشکل است.
والدین وقتی می بینند که دیگر مثل گذشته نمیتوانند فرزندشان را کنترل کنند ، دچار یاس و ناامیدی میشوند. کودک اصرار میکند کاری را خودش انجام دهد ولی مادر دوست دارد به او کمک کند و خودش تصمیم گیرنده ی اصلی در کارهای کودک باشد.
کودکان شش تا نه ساله خیلی دست دارند خودشان تصمیم بگیرند و کاری را انجام دهند. مادر وقتی احساس می کند مجبور است از فرزندش جدا شود ، نگران و ناراحت میشود. اگر چه او از این کار فرزندش لذت می برد ، چون می داند فرزندش کم کم انسان مستقلی میشود ، ولی با این وجود مادر هنوز نگران است زیرا یکباره کودکی که کاملا به مادرش وابسته بود احساس استقلال می کند و کم کم از او جدا میشود.
وقتی کودک در این سن احساس استقلال می کند واکنش شما در شرایط مختلف باید متفاوت باشد. گاهی اوقات احساس می کنید که فرزندتان تصمیمات عاقلانه ای می گیرد . مثلا می بینید که کودکتان تصمیم می گیرد تنهایی به خانه دوستش برود ، حال آنکه همین کودک تا چند روز پیش حاضر نبود حتی لحظه ای از شما جدا شود.
گاهی اوقات نیز کودک یک روز شدیدا احساس استقلال می کند و روزی دیگر دوباره به آغوش شما باز می گردد. وظیفه ی شما در این مرحله از رشد کودک این است که حامی او باشید و بر کارهایش نظارت کنید.
اگر نمیتوانید به راحتی به فرزندتان اجازه دهید کاری را به تنهایی انجام دهد ، به این فکر کنید که او بالاخره باید روزی این کار را انجام دهد و از شما مستقل باشد.

اگر به او اجازه دهید تا حدی مراقب خودش باشد ، اعتماد به نفس او بالا می رود. به کودکتان اجازه دهید در اطراف محل زندگی تان دوچرخه سواری کند. به او اجازه دهید خودش اتاقش را مرتب کند و وسایلش را بچیند.
او وقتی خودش تصمیمی را می گیرد ، به او خود افتخار می کند. به او اجازه دهید در کارهایتان به شما کمک کند تا احساس خوبی داشته باشد. مثلا در کارهای آشپزخانه مثل خرد کردن سبزی و آماده کردن سالاد از او کمک بگیرید. انجام این کارها برای بچه ها جالب تر از تمیز کردن یا چیدن میز است.
وقتی کودک به استقلال طلبی های خودش فکر می کند ، شما از این که می بینید او احساس مسئولیت پذیری زیادی ندارد ، نگران می شوید. شما هنوز مجبورید به او بگویید که کارهایش را انجام دهد ، مشق هایش را بنویسید ، اتاقش را مرتب کند و برای خوابیدن آماده شود.
این کارها از نظر او مهم نیستند. دوچرخه سواری ، کاردستی درست کردن ، بازی کردن و کتاب خواندن در اولویت کارهای او قرار دارند. برای این که بفهمید چقدر آزادی باید به کودکتان بدهید ، با خانواده های دیگر مشورت کنید و از آنها در این زمینه سوال بپرسید.
به سن کودکتان توجه داشته باشید ، یک کودک شش ساله به مراقبت بیشتری نیاز دارد تا یک کودک نه ساله . کودکان نه ساله بیشتر از پس کارهای خودشان برمی آیند ولی به طور کلی شما باید مراقب کودکان دبستانی خودتان در هر سنی باشید.
اول این که باید مراقب سلامتی و امنیت آنها باشید. ممکن است کودکان دیگر به فرزند شما آسیبی برسانند و یا این که وقتی کودک شما مشغول بازی کردن است ، صدمه ببیند. علاوه بر این شما باید مراقب باشید که مبادا فرزندتان با بچه های دیگر دعوا می کند. گاهی بچه ها یکدیگر را به بازی هایشان راه نمی دهند و کارشان به دعوا کشیده میشود.
وقتی به سن کودکتان و این که او چقدر بزرگ شده توجه کردید ، می توانید به او تا حدی استقلال بدهید. برای دادن استقلال به کودکتان از خودتان بپرسید که مثلا آیا او وقتی می خواهد به پارک نزدیک خانه تان برود ، از پیاده رو راه می رود یا از خیابان ؟ آیا او با دوستش به پارک می رود یا با اعضای خانواده؟ او چه مدت میتواند در پارک بازی کند؟
شما کودک خودتان را خوب می شناسید ، اگر می دانید که او نباید به تنهایی جایی برود ، تسلیم خواسته های کودک نشوید . اما گاهی اوقات شما بیش از حد نگران و مراقب هستید ؛ این کار درستی نیست و باید اعتدال گرا باشید.
وقتی به او اجازه نمی دهید به تنهایی جایی برود ، سعی کنید او را به کار دیگری مشغول کنید و یا کارهای خودتان را کنار بگذارید و همراه کودک به جایی که میخواهد ، بروید. او میتواند در پارک بازی کند و شما مشغول خواندن کتابی شوید و خیالتان جمع باشد که کودک حالش خوب است و مشکلی برایش پیش نخواهد آمد.
اگر شما و کودکتان مدام بر سر این موضوع با هم مشاجره دارید ، وقتی حالتان خوب بود و در فرصتی مناسب ، با او حرف بزنید تا این مشکل حل شود. به او بگویید که می دانید دوست دارد بسیاری از کارهایش را خودش انجام دهد ولی شما نگران او هستید.
وقتی کودک عصبانی است شاید به این راحتی متوجه نشود چرا با او مخالفت می کنید ، او احساس می کند شما زور می گویید. از نگرانی های خودتان برایش بگویید تا او شما را بیشتر درک کند . به کودک بگویید که می دانید از نظر او این کار شما منصفانه نیست ولی او باید به حرف های شما گوش کند.

نویسنده این مطلب :

خانم خوش بیانی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما