دوستت دارم!

“آیا پدرم دوستم داره ؟ بله ، برای این که وقتی فوتبال بازی می کنم تشویقم می کنه و بعد از بازی می‌گه ممنون که این قدر تلاش کردی، اون میگه مسئله اصلی بردن نیس بلکه تلاش کردنه. پدرام چهارده ساله ادامه داد: گاهی اشتباهاتی می‌کنم، اما اون میگه مهم نیست و نگران نباشم. اون […]

“آیا پدرم دوستم داره ؟ بله ، برای این که وقتی فوتبال بازی می کنم تشویقم می کنه و بعد از بازی می‌گه ممنون که این قدر تلاش کردی، اون میگه مسئله اصلی بردن نیس بلکه تلاش کردنه. پدرام چهارده ساله ادامه داد: گاهی اشتباهاتی می‌کنم، اما اون میگه مهم نیست و نگران نباشم. اون می‌گه اگه نهایت سعی‌ام رو بکنم به تدریج بهتر می‌شم”.
واژه‌ها ابزارهای قدرتمند ابراز عشق‌اند. واژه‌های حاکی از توجه و محبت، واژه‌های تحسین و تشویق، واژه‌های راهنمایی و هدایت همگی می‌گویند: تو برای من مهم هستی.
این واژه ها همچون بارانی گرم و آرام بر روح فرو می‌ریزند و درون او را آکنده از احساس ارزش و امنیت می‌کنند . حتی اگر این واژه‌ها به سرعت ادا شوند به سرعت فراموش نمی‌شوند . کودک خرمن حاصل از کلام تایید آمیز را تا پایان عمر درو می‌کند.
بر عکس، کلمات تند و خشنی که در اثر لحظه‌ای یاس و ناراحتی ادا شده‌اند می‌توانند به عزت نفس کودک آسیب برسانند و او را نسبت به توانایی‌های خود دچار شک و تردید کنند . کودکان فکر می‎‌کنند ما عمیقاً به چیزی که می‌گوییم اعتقاد داریم . ضرب‌المثل کهنی هست که می گوید “زبان این قدرت را دارد که زندگی ببخشد یا مرگ بیافریند”.
کلام تایید آمیز

برخی کودکان هنگامی که مورد تایید و تمجید واقع می‌شوند بیشترین محبت را احساس می‌کنند . این ابراز محبت‌ها، همانگونه که خواهیم دید، نیازی نیست که به صورت جمله “دوستت دارم” باشد .
مدت‌ها پیش از آنکه کودکان معنای کلمات را بفهمند، پیام‌های عاطفی دریافت می‌کنند. لحن کلام، ملایمت رفتار، و فضای توجه همگی گرمایِ عاطفی و عشق را ارسال می‌کنند . همۀ والدین با نوزادشان حرف می‌زنند و آنچه نوزادان می‌فهمند حالت نگاه چهره و صداهای ملاطفت آمیزی است که با نزدیکی فیزیکی ترکیب شده است .
از آنجا که قابلیت کاربرد کلمات و مفاهیم در کودکان خردسال به‌تدریج رشد می‌کند، آنها همیشه متوجه نمی‌شوند که منظور ما از گفتارمان چیست .حتی وقتی می‌گوییم: دوستت دارم.
عشق یک مفهوم مجرد است . آنها عشق را آنطور که یک اسباب بازی یا یک کتاب را می‌بینند، نمی بینند . از آنجا که کودکان معمولاً تفکر مشخص دارند ما باید به آنها کمک کنیم تا بفهمند که منظور ما از عشق و دوست داشتن چیست.

وقتی کودک بتواند واژ‌های دوستت دارم را با احساسات محبت‌آمیز شما و تماس فیزیکی نزدیک شما ربط بدهد، این واژه‌ها معنای بیشتری خواهند داشت . به عنوان مثال، وقتی موقع خواب برای کودکتان کتاب می‌خوانید و او را نزدیک به‌خود نگه می‌دارید، در آن نقطه از داستان که کودک احساس گرمی و محبت می‌کند، می‌توانید با ملایمت بگویید: عزیزم دوستت دارم.
وقتی کودکتان کم کم معنای جمله دوستت دارم را فهمید، می‌توانید از این جمله به طرق مختلف و در زمان‌های مختلف استفاده کنید به‌طوری که با رویداد های منظمی چون فرستادن کودک به زمین بازی یا مدرسه همراه شود . همچنین می‌توانید کلام محبت‌آمیز خود را با تحسین یکی از ویژگیهای کودک ترکیب کنید .
آوا که حالا خود مادر دو فرزند است می گوید: یادم می‌آید که چطور مادرم از موی زیبای قرمز من حرف می‌زد. هروقت موقع رفتنم به‌مدرسه موهایم را شانه می‌کرد از آنها تعریف میکرد. این کلمات او هنوز در خاطرم زنده است و بخشی از وجودم شده .سالها بعد وقتی فهمیدم ما مو قرمز ها در اقلیت هستیم هیچ وقت احساس منفی نسبت به‌موی قرمز پیدا نکردم . مطمئنم که تعریف و تمجید مادرم از مو هایم در این زمینه موثر بوده .
واژه‌های حاکی از تحسین و تمجید
تحسین و تمجید اغلب با پیام‌هایی که به‌کودک می‌دهیم ترکیب شده‌اند. ما باید این دو را از هم جدا کنیم. عشق و محبت یعنی ابراز قدردانی از ذات وجود کودک، یعنی توجه به‌آن ویژگی‌ها و خصایصی که بخشی از کل وجود یک شخص هستند.
در مقابل، تحسین و تمجید یعنی ستایش از آنچه کودک انجام میدهد؛ ستایش موفقیت‌ها یا رفتار یا طرز برخورد آگاهانۀ او. تحسین – آنگونه که ما اینجا از آن استفاده می‌کنیم – برای چیزی است که کودک تا حدی روی آن کنترل دارد.
اگر می‌خواهید کلام تحسین‌آمیزتان واقعاً برای کودک معنی داشته باشد باید در مورد آنچه می‌گویید دقت کنید. اگر بیش از حد تحسین و تمجید کنید کلام‌تان تاثیر مثبت چندانی نخواهد داشت. به‌عنوان مثال شما بگویید تو دختر خوبی هستی؛ این واژه‌ها عالی هستند اما شما باید عاقلانه از آنها استفاده کنید.
بهتر است این جمله را زمانی بگویید که کودک‌تان کاری انجام داده که احساس خوبی نسبت به‌آن داشته و انتار دارد از او تعریف بکنید. این مخصوصاً در مورد تعریف‌های مشخصی چون عالی توپ رو گرفتی! در حالی که او توپ را عادی گرفته، صادق است.
کودکان دقیقاً می‌فهمند که تعریفی که از آنها می‌شود کِی کاملاً بجاست و کِی فقط به‌این منظور انجام شده که آنها احساس خوبی پیدا کنند و آنها شاید تعریف دوم را غیرصادقانه بدانند.
مدام تعریف کردن از کودک به‌یک دلیل دیگر نیز خطرناک است. برخی از کودکان به‌این تعریف و تمجید عادت می‌کنند و فکر می‌کنند طبیعی است، درنتیجه همیشه انتظار تعریف دارند. وقتی آنها در موقعیتی قرار می‌گیرند که از آنها تعریف نمی‌شود، ممکن‌است فکر کنند چرا باید خود آنها اینقدر به‌تعریف و تمجید نیاز داشته باشند.
البته، ما می‌خواهیم از کودکان‌مان تعریف و تمجید کنیم اما باید مطمئن شویم که این تعریف درست و موجه است. در غیراینصورت ممکن است‌کودکانمان آن را چاپلوسی به‌حساب بیاورند و چاپلوسی را هم مساوی دروغ بدانند.

نویسنده این مطلب :

خانم خوش بیانی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما