فوریه 24
بازدید : 187
نظرات : بدون دیدگاه
دخالت والدین و قدرت تصمیم گیری فرزندان

در خانواده درمانی بحثی به عنوان تفکیک خانواده و فرزندان مطرح است که برگرفته از سبک زندگی خاصی است که رفتار‌های کنترلگری والدین و یا رفتار‌هایی که استقلال فرزندان را به تعویق نیندازند باید توجه کرد. خانواده‌هایی که به فرزندانشان اختیار تصمیم‌گیری نمی‌دهند استقلال فرزندان را تحت الشعاع قرار می‌دهند، وقتی افراد اختیار نداشته باشند […]

در خانواده درمانی بحثی به عنوان تفکیک خانواده و فرزندان مطرح است که برگرفته از سبک زندگی خاصی است که رفتار‌های کنترلگری والدین و یا رفتار‌هایی که استقلال فرزندان را به تعویق نیندازند باید توجه کرد.

خانواده‌هایی که به فرزندانشان اختیار تصمیم‌گیری نمی‌دهند استقلال فرزندان را تحت الشعاع قرار می‌دهند، وقتی افراد اختیار نداشته باشند استقلالشان به خوبی شکل نمی‌گیرد و حتی زمانی که فرزندان تمایل دارند خانواده در تصمیمات دخیل باشد به دلیل آن است که مستقل نشده اند.

در موقعیت‌های با حساسیت کم که تصمیم گیری‌ها مهم نیستند باید به فرزندان اختیار داده شود تا مستقل شوند چراکه فرزندان باید بتوانند مستقل تصمیم گیری کنند.

والدین باید به فرزندانشان در مسیر بلوغ‌های مختلف کمک کنند تا خودشان در تصمیم‌گیری یادگیری‌های لازم را کسب کنند و زمانی که قدرت تصمیم گیری آن‌ها افزایش می‌یابد، مسئولیت‌ خانواده ها کمتر می شود، چراکه با تصمیم گیری فرزندان تا حدودی مسئولیت آن‌ها کمتر است.

خانواده کنترلگر شرایطی ایجاد می‌کنند که حتی افراد با حفظ چارچوب‌های اخلاقی و معیار‌های خود نمی‌توانند تصمیم گیری و انتخاب درستی داشته باشند و گاهی در انتخاب همسر به معیارهای خود توجه نمی‌کنند، تنها به دنبال این هستند که از جو کنترل گرایانه خانواده جدا شوند و فرقی ندارد با چه کسی ازدواج کنند.

خانواده زمانی که استقلال لازم را به فرزند خود منتقل کرده باشد خیالش از انتخاب فرزندش راحت است، اما این دلیل نمی‌شود که خانواده هیچ نظری ندهد چراکه این اقدام والدین دخالت نیست بلکه پدر و مادر با توجه به تجربیاتی که دارند فرزندانشان را راهنمایی می‌کنند، اما نباید جلوی تصمیم گیری فرزندانشان را بگیرند؛ آنها باید تنها دلیل مخالفت خود را عنوان کنند و تصمیم گیرنده نهایی را برعهده فرزندانشان بگذارند.

اگر دخالت خانواده زیاد باشد فرد در تصمیم گیری دچار مشکل می‌شود چراکه تمام فکر فرد به دنبال این است که خانواده را راضی کند و تمرکزی برای سنجش رابطه ندارد، همچنین بعد از جدی شدن رابطه مشکلاتی نیز مجدد به وجود می‌آید، رابطه آسیب می‌بیند و از مسیر اصلی خود خارج می‌شود چراکه دائم در حال حل کردن دخالت‌های والدین هستند.

نویسنده این مطلب :

خانم خوش بیانی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما