اکتبر 18
بازدید : 4182
نظرات : بدون دیدگاه
نوجوانی تولّد دوباره انسان

به گزارش کارگروه تربیتی فرزند پرتال:دوره نوجوانی به سنین بین 12 الی 18 سالگی اطلاق می شود. البته برخی از روان شناسان معتقدند که نوجوانی تا پایان 21 سالگی ادامه دارد یعنی ممکن است بعضی از حساسیّت ها در سن 5/20 سالگی نیز ادامه داشته باشند بنابراین جای نگرانی ندارد. این دوره یکی از بحرانی […]

به گزارش کارگروه تربیتی فرزند پرتال:دوره نوجوانی به سنین بین 12 الی 18 سالگی اطلاق می شود. البته برخی از روان شناسان معتقدند که نوجوانی تا پایان 21 سالگی ادامه دارد یعنی ممکن است بعضی از حساسیّت ها در سن 5/20 سالگی نیز ادامه داشته باشند بنابراین جای نگرانی ندارد. این دوره یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی می باشد. در این دوره نوجوان، نه دیگر کودک است و نه هنوز به درستی بالغ شده است و فرد مرز بین کودکی و بزرگسالی قرار می گیرد، در نتیجه با فشارها و انتظارات خاصّ هر دوره روبرو می شود.

نقش کودک در زندگی کاملاً مشخص است یعنی کودک می داند چه کاری را باید انجام دهد. افراد بالغ نیز نقش خود را در زندگی کاملاً واقف هستند اما نوجوان در یک وضع روحی بسیار مبهم و پیچیده ای به سر می برد، او به درستی نمی داند چه باید کرد. متأسفانه بیشتر اوقات والدین و یا سایر بزرگسالان به او می گویند: تو هنوز کوچک هستی و از کار هایی که بزرگتران به آن مبادرت می کنند نوجوان را باز می دارند اما لحظه ای دیگر او را سرزنش می کنند که تو دیگر بزرگ شده ای، تو دیگر کودک نیستی که چنین رفتار کودکانه ای از خود ظاهر می سازی. این کار والدین باعث ایجاد تعارض شدید در نوجوان می شود یعنی نمی داند که آیا بزرگ شده،یا هنوز کودک است.  در اهمیت این دوره بسیاری از دانشمندان صحبت نموده اند تا آنجایی که ژان ژاک روسو در کتاب خود به نام امیل اظهار دارد که نوجوانی تولد مجدّد انسان است یا کورت لوین‌ (( روان شناس آلمانی )) بر این عقیده است که کودک و  بزرگسال هر کدام یک مرتبه بار جهان، یعنی کودکی و بزرگسالی را به دوش حمل می کنند اما نوجوان مجبور است هر دوبار را یک جا و در دوره نوجوانی به دوش خود حمل کند، زیرا به هر دو جهان تعلق دارد.

دوره بسیار حساسی است تا آنجایی که بسیاری از نوجوانان حتی از صرفه های مکرّر والدین و افراد دیگر نیز به ستوه می آیند. بنابراین بسیار مهم است که والدین اهمیت این دوره را شناخته و با آن به صورت صحیح برخورد نمایند.

در این دوره برقراری ارتباط والدین با نوجوان بسیار حائز اهمیت است. متأسفانه غالباً دیده می شود بسیاری از والدین به علت بی توجهی یا عدم نا آشنایی با شیوه های برقراری ارتباط، با نوجوان خود مشکلات جدّی دارند تا آنجایی که نوجوان فکر فرار و ترک از خانه را در سر خود می پروراند. والدین باید با نوجوان خود ارتباط بر قرار کرده و فرصت ابراز عقاید را به او بدهند. وقتی این کار را کنند نوجوان مشکلاتش با والدین بسیار کمتر خواهد شد. اگر زندگی برای نوجوان اَسفناک، تیره و تار شد او دیگر دوست ندارد زندگی کند. اگر از اینکه وقتش را با والدین می گذراند احساس خوبی به او دست ندهد، دیگر دوست ندارد وقتش را با والدین بگذراند و این یعنی آسیب، به عبارتی دیگر، به علت اشتباهات بسیاری از والدین آسیب ها در سن نوجوانی جدّی تر می شود.

در این دوره نوجوان با مشکلات متعددی مواجه می شود. یکی از این مشکلات، بحران بلوغ می باشد. دو مرحله از زندگی انسان  با رشد سریع و چشمگیری همراه است. یکی از آنها مرحله جنینی و دیگری بلوغ (( نوجوانی )) است. جنین از انعقاد نطفه تا تولد در طی مدتی قریب به نه ماه آنچنان به رشد و تکامل می رسد که در هیچ مرحله ای از زندگی نمی توان تغییرات سریع و فوق العاده نظیر آن را مشاهده نمود. نوجوانی نیز دومین مرحله تغییر و تحولات چشمگیر و پر شتاب است به گونه ای که موجب می شود ظرف مدت کوتاهی کودک دیروز به قامت بزرگسالان درآید به همین جهت برخی از روان شناسان، واژه (( جهش )) را به جای رشد به کار می گیرند.

برای شروع بلوغ سن مشخصی را نمی توان در نظر گرفت چرا که به عوامل زیادی مانند محیط بستگی دارد اما به اعتقاد روان شناسان شروع بلوغ به طور معمول در پسران 13 تا 15 سالگی و در دختران 12 تا 15 سالگی است. همچنین معیارهایی که معمولاً آغاز بلوغ را نشان می دهند در دختران قاعدگی و در پسران احتلام می باشد. در سالهای اولیه بلوغ تعادل جسمی و روانی نوجوان بر هم می خورد به همین جهت بلوغ هم آثار جسمی و نیز آثار روانی دارد.

1 آثار جسمی: (( مهم ترین نشانه مشخص ورود به مرحله بلوغ، پیدایش تغییرات آشکار در جسم است و نوجوان باید این امر طبیعی را بپذیرد اما گاهی دیده می شود بیشتر کودکان با همان آرمان های کودکی وارد مرحله بلوغ می شوند و آمادگی لازم را برای پذیرش این وضعیت تازه را ندارند، در نتیجه از مشاهده این تغییرات جسمی عمیقاً نگران و مضطرب می شوند و غالباً از خود رنج برده و نمی دانند این تغییر طبیعی چه نقش مهمی در پذیرش اجتماعی آنها ایفا می کند. پژوهشگران و روان شناسان معتقدند که دختران بیش از پسران در مورد ویژگی های بدنی خود ناراضی و نگران هستند به همین علت در انتخاب لباس و آرایش خود دقیق تر و سخت گیر هستند. پسران بیشتر به طول قامت و مهارت های بدنی خود اهمیت می دهند و قهرمان مورد علاقه آنان کسانی هستند که رفتاری مردانه، سنگین و شجاعانه دارند. یکی از عواملی که نوجوان را از لحاظ ظاهری رنج می دهد، پیدایش دانه های آکنه یا به اصطلاح عامیانه (( غرور نوجوانی )) است چراکه هورمون هایی در بدن شروع به ترشح کرده و بعضی از آثار این هورمون ها به صورت دانه های آکنه در صورت نوجوان ظاهر می شوند. همین مسئله نیز باعث بَد آمدن ظاهر و شکل نوجوان می شود، یعنی نوجوان تصور می کند که من به هم ریختم.! بسیاری از نوجوانان از این آثار بَدشان می آیند یعنی فکر می کنند آن نرمی و لطافت گذشته را از دست داده اند.))

2 آثار روانی: (( بی حوصلگی، خستگی، ملامت، ناهماهنگی و تعارض جزء آثار روانی نوجوان است. بسیاری از والدین به جای اینکه این گونه موارد را کاهش داده و به حداقل برسانند، متأسفانه با آن مقابله می کنند. معمولاً نوجوانان در اوایل نوجوانی برونگرا هستند اما به محض رسیدن به بلوغ درونگرا می شوند همچنین روان شناسان معتقدند که یکی از مهم ترین علت های رفتار درونگرایی نوجوان، بیداری شهوت جنسی است. نوجوان به همراه نگرانی های بلوغ، احتیاج تازه ای را در خود احساس می کند، نیازی که برای او مبهم و پیش بینی نشده است به همین جهت او را به سمت رفتار درونگرایی می کشاند. در این دوره در عین آنکه شهوت جنسی به بیشترین فعالیت خود می رسد اما از طرف دیگر جنبه های معنوی و  اعتقادی نیز برای نوجوان بیشترین ارزش را پیدا می کند. بنابراین در این دوره بین کشش شهوانی از یک طرف و کشش معنوی و الهی نوجوان از سویی دیگر در جنگ و ستیزند. در این دوره نوجوان به بیشترین تقویت های اعتقادی و مذهبی نیاز دارد تا به صورت افراطی و انحرافی به سوی کشش جنسی متمایل نگردد.))

یکی از مهم ترین عواملی که والدین باید به آن بسیار اهمیت بدهند، احساس استقلال طلبی نوجوان است. مهمترین انگیزش در دوره نوجوانی کوشش برای به دست آوردن استقلال است. این نیروی فطری ریشه دارترین و قویترین گرایشی است که در همه نوجوانان به وجود می آیند. اگر چنین انگیره ای در نوجوان بیدار نشود، او نمی تواند به رشد و کمال برسد و همواره به صورت کودکی وابسته باقی می ماند، در نتیجه استعدادهایش شکوفا نخواهند شد. متأسفانه بسیاری از والدین در مقابل این وظیفه نگران و گیج هستند و از لحاظ روان شناسی می توان گفت در خود احساس تضاد می کنند. نوجوانان علاقه به استقلال دارند. والدین نیز میل دارند فرزندان آنها رشد کنند اما به علت برخی از اشتباهات مانع رشد آنها می شوند. در چنین موقعیت آشفته و دَرهمی، نوجوان به علت اینکه والدین او می خواهند تسلط خود را برایش اعمال کنند، عاصی و سرکش می شود و زمانی که والدین می خواهند مسوولیت امور را بر عهده او واگذارند، نوجوان از قبول مسوولیت و استفاده از استقلال خودداری کرده و در نتیجه مانع بزرگی در راه رشد و پیشرفت او می شود. متأسفانه، اغلب تصور بسیاری از والدین این است که فرزندی شایسته تلقی می شود که مطیع محض والدین خود باشد و پدر یا مادر در همه امور برای نوجوان تعیین تکلیف کنند و او نیز بدون آنکه کوچکترین مخالفت یا حق رأی و نظری داشته باشد، تنها اطاعت کند. رابطه چنین فرزندانی با والدین خود، به رابطه جوجه های کبوتر با مادرشان شبیه است یعنی جوجه ها دهان خود را می گشایند و هر چه مادر در دهان آنها بگذارد می خورند و گرنه از گرسنگی می میرند.

در این دوره نوجوان دائماً در یک کشمکش و منازعه روانی می باشد به این معنی که بالغ شدن از یک طرف و کودک ماندن و مورد لطف قرار گرفتن از طرف دیگر در کشاکش است. همچنین نوجوان از سویی آزادی را با تمام وجود آرزو می کند و از سویی دیگر از داشتن آن هراس دارد. بسیار مهم است که والدین به نوجوان حق رأی داده و به او استقلال بدهند. البته در دوره نوجوانی منظور از استقلال طلبی، جدا شدن قطعی از خانه و خانواده و ایجاد زندگی مستقل نیست بلکه نوجوان می خواهد در کارها و رفتارهای خود آزادی عمل داشته باشد مانند: با دوستان خود گردش رفتن، انتخاب ورزش مورد علاقه، انتخاب رشته تحصیلی و امثال اینها همگی ناشی از حس استقلال نوجوان است.

دیدگاه اسلام نیز درباره استقلال طلبی نوجوان بسیار جالب است و بر این امر مهم تأکید کرده است. پیامبراکرم (ص) در آخرین روزهای عمر خود، سخت می کوشید تا لشکری را به فرماندهی اُسامه به سوی شام روانه کند. اُسامه فقط نوزده سال داشت به همین دلیل عده ای از لشکریان اعتراض کردند که چرا جوانی کم سال را به فرماندهی انصار و مهاجرین برگزیده است اما پیامبر به آنها فرمود: او شایسته فرماندهی است. این چنین رفتارها در سیره پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) که به استقلال و همچنین شخصیت نوجوان احترام گذاشته می شود بسیار دیده شده است.  والدین باید به شخصیت نوجوان نیز احترام گذاشته و او را تکریم کنند. شخصیت طلبی نیاز فطری و ویژگی روانی انسان است و در نوجوانی رشد بیشتری پیدا می کند. نوجوان دوست دارد شخصیتش مورد توجه و احترام اطرافیان قرار بگیرد به همین جهت به صورت های گوناگون به ابراز شخصیت و نشان دادن خود می پردازد. تحقیر، اهانت، سرکوفت زدن، سرزنش و امثال اینها عواملی هستند که شخصیت نوجوان را به شدت تخریب می کنند. یکی از بهترین راه کارهایی که به نوجوان احساس شخصیت و ارزشمندی می دهد، مشورت کردن با او در امور خانه است. این کار موجب می شود  او احساس کند در خانه به حساب می آید و به نظر او توجه می شود به این ترتیب آنچه را در دل دارد را با والدین در میان می گذارد و در نتیجه، این عمل مقدمه ای برای صمیمیّت، همدلی و همفکری در خانواده می شود.

پس بنابراین، نوجوان سن 12 سال را که پشت سر گذاشت دیگر بزرگ شده است. او عقلش می رسد، این را باید بپذیریم. با نوجوان باید طوری برخورد شود که احساس کند والدین پشت و پناه اوست یعنی وقتی اشتباه کرده و از جایی آسیب دید، والدین باید نقطه تکیه گاه او باشند. به طور کلی، هر چند دوره نوجوانی دوره سخت و پرفشاری است اما دوره استعداد و خودشکوفایی نیز می تواند باشد، پس لازم است که والدین فنون و مسائل تربیتی را به خوبی فرا بگیرند. در سخنی از امام علی (ع) این نوشتار را به پایان می رسانم. می فرماید: دل کودک و نوجوان مانند زمین خالی از گیاه و درخت است که هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. پس فرزند عزیزم. من قبل از آنکه دلت سخت شود و از پذیرش چیزهای خوب سرباز بزند به تربیت تو مبادرت نمودم.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما