راهبردهای آموزشی برای معلمان دانش‌آموز دیرآموز

با توجه به محدودیت‌هایی که دانش‌آموزان دیرآموز در یادگیری از خود نشان می‌دهند منطقی است که باید متناسب با نیازهای آموزشی آنها و برای برطرف کردن موانع تحصیلی تدابیری را اتخاذ کرده و اجرا کنیم. ۱.عقد قرارداد : با عقد یک قرارداد شفاهی یا مکتوب بین معلم و دانش‌آموز می‌توان تکالیف خاصی را که دانش‌آموز […]

با توجه به محدودیت‌هایی که دانش‌آموزان دیرآموز در یادگیری از خود نشان می‌دهند منطقی است که باید متناسب با نیازهای آموزشی آنها و برای برطرف کردن موانع تحصیلی تدابیری را اتخاذ کرده و اجرا کنیم.

۱.عقد قرارداد : با عقد یک قرارداد شفاهی یا مکتوب بین معلم و دانش‌آموز می‌توان تکالیف خاصی را که دانش‌آموز موظف به انجام آنهاست را مطرح کرد یا رفتار خاصی مثل آرام نشستن در نیمکت به مدت ۲۰ دقیقه در صورت پیروی می‌توان تشویقی را درنظرگرفت. (تشویق‌ها به علایق فرد نزدیکتر باشند بهتر است) از فوائد چنین راهبردی این است که مسئولیت دانش‌آموز کاملآ مشخص شده و او متوجه می‌شود که دقیقآ چه چیزی از او انتظار می‌رود.

۲.داشتن حق انتخاب : معلم می‌تواند برای انجام یک تکلیف خاص دو انتخاب را ارائه دهد تا دانش‌آموز یکی از آنها را انتخاب کند. مثلآ برای انجام تکلیف ریاضی معلم دو پلی‌کپی را که هر دو با یک هدف تنظیم شده‌اند را در اختیار دانش‌آموز قراردهد تا یکی را انتخاب کند.

چنین رویه‌ای باعث بالارفتن احساس مسئولیت در دانش‌آموزان می‌شود بهتر آن است که انتخاب‌ها باز نباشد یعنی از ۲ یا ۳ مورد فراتر نباشد بدلیل اینکه می‌تواند باعث ایجاد اضطراب و تنش در فرد شود.

۳.تصمیم گیری در مورد برنامه درسی : به دانش‌آموزان فرصت داده می‌شود (البته با محدودیت) تا نظرات و پیشنهادات خود را در مورد فعالیتهای مربوط به برنامه درسی روزانه ارائه دهند.

۴.کوتاه کردن تکالیف : در این راهبرد ، تکلیف موردنظر به چند بخش کوتاهتر تقسیم شده و به جای اینکه یک تکلیف تمامآ به دانش‌آموز ارائه شود ، آنرا به چند قسمت کوتاه‌تر تقسیم کرده و هر بار از دانش‌آموز خواست تا یک بخش از آن را تکمیل کند. مثل حفظ کردن شعر به این صورت که هر روز ۲ بیت را حفظ کند. ارائه حجم زیاد تکلیف در یک زمان می‌تواند اثر منفی بگذارد ، زیرا دانش‌آموز احساس تهدید کرده و نسبت به توانایی‌های خود احساس عدم اطمینان می‌کند. تکلیف کوتاه می‌تواند حواس پرتی ، خستگی و رفتارهای نامناسب را به حداقل برساند.

۵.اصلاحاتی در ارائه مفاهیم انتزاعی : در چنین راهبردی می‌توان مفاهیم انتزاعی را بر اساس توضیحات ، نمایش‌ها و مثال‌های عینی ارائه داد . در چنین کاری استفاده از تجربیات ملموس دانش‌آموز نقش مهمی در دریافت راحت‌تر مفاهیم انتزاعی دارد. برای مثال وقتی واژه تفریق در ریاضی مطرح می شود ابتدا لازم است تا دانش‌آموز به مفهومی عینی از این واژه دست یابد سپس در قالب تجربیات روزمره آشنا شود ودرنهایت این مفهوم را برای اطلاق به عملیات خاض در ریاضی به کار برد.

۶.ساده سازی سطح مواد خواندنی : معلم می‌تواند سطح پیچیدگی واژگان یا مفاهیم به کار رفته در متن‌های نوشته شده را کاهش دهد تا دانش‌آموز تلفیقی نیز بتواند تکلیف خواندن را متناسب با توانایی‌هایش انجام دهد. برای مثال معلم می‌تواند بر روی کلمه‌ای که برای دانش‌آموز دشوار است خط بکشد و بالای آن کلمه‌ای که برای دانش‌آموز مناسب‌تر و آسان‌تر است بنویسد.

۷.تدریس خصوصی توسط همسالان : در این راهبرد دانش‌آموزانی که توانایی‌های بالاتری در انجام تکالیفشان دارند به دیگران کمک می‌کنند تا تکالیف مدرسه و یا سایر مسئولیت‌ها را انجام دهند.

نویسنده این مطلب :

جعفری

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما