شهریور ۲۱
بازدید : 59
نظرات : بدون دیدگاه
خداوند چطور به وجود آمده؟

خدا جویی و خداشناسی یکی از مسایل فطری بشر است؛ یعنی کشش به سوی شناخت خداوند یکی از احساسات ذاتی و درونی است و نیاز به استدلال ندارد. همان گونه حس زیبایی نیاز به استدلال ندارد. هنگامی که یک منظره بسیار زیبای طبیعی، یا یک گل بسیار خوش رنگ و خوش بو را می بینیم، […]

خدا جویی و خداشناسی یکی از مسایل فطری بشر است؛ یعنی کشش به سوی شناخت خداوند یکی از احساسات ذاتی و درونی است و نیاز به استدلال ندارد. همان گونه حس زیبایی نیاز به استدلال ندارد. هنگامی که یک منظره بسیار زیبای طبیعی، یا یک گل بسیار خوش رنگ و خوش بو را می بینیم، جاذبه نیرومندی از درون خود نسبت به آن احساس می کنیم که نام آن را عشق به زیبایی می نهیم و هیچ گونه نیازی به استدلال در این جا نمی بینیم. خداشناسی نیز همین طور است و یک کشش و جاذبه فطری است. به همین دلیل هیچ قوم و ملتی را نه در امروز و نه در گذشته تاریخ مشاهده نمی کنیم که نوعی از عقاید مذهبی بر فکر و روح آن ها حکم فرما نباشد. به همین خاطر است که قرآن روی بت پرستی و شرک تکیه کرده است،‌نه اثبات وجود خدا، چرا که این موضوع در اعماق سرشت هر کس نهفته است. معمولاً بچه ها با اندک توضیح والدین شان در مورد خداشناسی قانع می شوند، گرچه پدر و مادرشان بی سواد باشند و با زبان ساده‌خودشان توضیح داده باشند.

با این حال بچه ها از نظر سن و استعداد و محیط زندگی در یک سطح نیستند، از این رو لازم است والدین و مربیان با منظور داشتن این شرایط، پاسخ گوی کودکان خود در باره خداشناسی باشند، با زبانی که آن ها را قانع کنند. شاید تبیین برهان علیت با بیان مثال، راه روشنی برای کودکان باشد. بدین صورت: این جهان خدایی دارد که آن را آفریده و اداره می کند، چون هیچ پدیده ای خود به خود و بدون علت به وجود نمی آید. مثلاً اگر ساختمان جدیدی را ببینیم، یقین پیدا می کنیم دارای مهندس و بنّا و کارگرانی بوده و در اثر کار و کوشش آنان ساختمان درست شده است. هرگز احتمال نمی دهیم وخود به خود و بدون علت به وجود آمده باشد.

کودکان وقتی حادثه جدیدی اتفاق بیفتد، از علت آن سؤال می کنند و برای هر چیز تازه ای دنبال چرایی هستند. در هر روز ده ها یا صدها “چرا” از زبانشان بیرون می آید. این نشان می دهد کودکان به خوبی قانون علیت را با فطرتشان دریافته اند.
اگر قلم و کاغذ سفیدی روی میز تحریرمان گذاشتیم و از اتاق بیرون رفتیم، بعد از برگشتن دیدیم کاغذ سیاه شده و خط هایی در آن نگاشته شده است،‌ اطمینان پیدا می کنیم که درغیاب ما کسی سر میز رفته و با قلم، آن خط ها را نوشته است و اگر شخصی بگوید: قلم خود به خود حرکت نموده و آن خط ها را نوشته است، به حرف او می خندیم و گفته اش را غیر عاقلانه می شماریم.

اگر تابلویی را مشاهده کنیم که نقشه های زیبا وعکس ها و منظره های جالبش بینندگان را شیفته می کند، خواهم گفت که هنرمند خوش ذوق و با سلیقه ای در آن کار کرده و به واسطه هوشیاری و هنرمندی و بازوی توانای او است که یک صفحه بی ارزش به یک اثر گران مایه و ارزنده تبدیل شده است. اگر ساعت شما از کار افتاده شک ندارید که خراب شدن ساعت بی علت نیست، چنان که حرکت کردن عقربه های آن هم بی علت نبود،‌ و می دانید که از کار افتادنش نیز بی علت نیست. اگر بچه ای از بیرون بیاید و در دوچرخه یا اسباب بازی خود تغییری ببیند، مسلّماً دنبال علتش می گردد. به کودک گفته می شود: همان گونه که هیچ پدیده ای بدون علت و آفریننده به وجود نمی آید، جهان آفرینش نیز نمی تواند بدون آفریننده باشد و آفریننده آن خداوند است.
برای توجیه کودکان می توان از مثال استفاده کرد، ضمن بیان این که خداوند شبیه هیچ چیز نیست و مثال فقط برای نزدیک کردن به ذهن است. بهتر است که در صورت امکان از شعرهایی که در مورد خداوند سروده شده بهره گرفت.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما