فوریه 25
بازدید : 562
نظرات : بدون دیدگاه
اصول و سطوح مطالعۀ دانش آموزان

خواندن خوب است همه می دانند و باید بدانند که خواندن سودمند و لازم است. زمانی رسیده است که به جای شعار دادن دربارۀ خواندن باید به کارهای بنیادی دست بزنیم نیاز به خواندن را از دوران مدرسه و حتی کودکی به گونه ای بیاموزیم که در شمار عادت ها و جزئی از طبیعت بچه […]

خواندن خوب است همه می دانند و باید بدانند که خواندن سودمند و لازم است. زمانی رسیده است که به جای شعار دادن دربارۀ خواندن باید به کارهای بنیادی دست بزنیم نیاز به خواندن را از دوران مدرسه و حتی کودکی به گونه ای بیاموزیم که در شمار عادت ها و جزئی از طبیعت بچه ها درآید.

 

برای تحقق عادت پسندیدۀ مطالعه معلمان باید روش صحیح مطالعه را مانند دروس دیگر به شاگردان بیاموزند و مسئولان مدرسه به شکل های مختلف باید علاقۀ خود به مطالعه کردن را نشان دهند مثلاً کتاب های مفید و جدید را به شاگردان معرفی نمایند و ارزش و اهمیت مطالعه و کاربرد آن در زندگی را از راه های گوناگون به شاگردان توضیح دهند.

 

  • اصول مطالعه

۱- استمرار در مطالعه: مطالعه به طور مستمر بدون وقفه در ساعات برنامه ریزی انجام گیرد.

 

۲- انضباط در مطالعه: اصل انضباط در هر کاری سبب ایجاد نظم در فعالیت های فردی و اجتماعی است و آن یک قاعده کلی حاکم برزندگی و طبیعت است و مطالعه برای رسیدن به دانایی و توانایی بخشی از روند زندگی بوده و تابع اصل نظم است.

 

۳- تنوع در موضوع: ثبات موضوع مطالعه برای مدت زیادی سبب کاهش فعالیت مغزی است. برای ایجاد تنوع چندین موضوع را باید مورد مطالعه قرار داد. این بدان معنی نیست که در یک ساعت برنامه ریزی چندین نوع کتاب خوانده شود.

 

۴- تنظیم برنامه مطالعه: در تنظیم برنامه باید به اهداف و احساس نیاز مطالعه کننده توجه کرد.

 

۵- برنامه باید انعطاف داشته باشد (مطالعه کننده احساس اجبار نکند).

 

۶- برای مطالعه هر درس وقت کافی منظور شود.

 

۷- در طول برنامه به منظور ایجاد فرصت طبقه بندی، سازماندهی مطالب قبلی و آمادگی ذهنی برای مطالب بعدی باید زمان معینی استراحت در نظر گرفت.

 

۸- مطالعه هر درس، نزدیک به ساعت آموزشی همان درس باشد.

 

  • آدم ها هنگام درک مطالب یا مطالعه و در امر یادگیری شش سطح را می گذرانند که هر سطحی در مقایسه با سطح قبلی برتر و ارزشمندتر و در مقایسه با سطح بعدی مقدمه و آغاز و فروتر است. هر چه فرد به سطوح بالاتر برسد، میزان درک، فهم و برداشتش بالاتر می رود.

 

۱. «دانش»: ساده ترین و پایین ترین سطح شناخت است و به خاطر آوردن و بازشناسی مطالب را شامل می شود.

 

۲. «درک مطلب(فهمیدن)»: توانایی پی بردن به مفهوم یک مطلب و تبیین آن با جملات جدید را درک مطلب می خوانند. در این سطح فرد از سطح دانش فراتر می رود و جملات را با درک خود می سازد. مانند ترجمه، تفسیر و به کارگیری اطلاعات در گفتار و سخنرانی.

 

۳. «به کار بستن (کاربرد)»: فرد فراگیر مطالب آموخته شده مانند عقاید کلی، روش ها، قوانین، اصول و تئوری ها یا دستور العمل و مسائل فنی و نظری را در موقعیت های جدید و ملموس به کار می برد.

 

۴. «تجزیه و تحلیل»: توانایی فراگیر در سطحی نسبتا بالاتر از مهارت های مربوط به فهمیدن و به کار بستن است و می تواند یک مطلب را به اجزی کوچک تر تشکیل دهنده اش تعمیم دهد و روابط بین اجزای آن را در یابد؛ یعنی می تواند با تحلیل عناصر تشکیل دهنده یک مطلب به معنای و مفاهیم درونی آن پی ببرد.

 

۵.«ترکیب»: در این مرحله فراگیر می تواند عوامل موجود در مرحله قبلی( تجزیه و تحلیل) را تفکیک کند و سپس آن ها را برای اتخاذ معنای جدید و تازه با هم تلفیق و ترکیب نماید؛ به عبارت دیگر، ترکیب مستلزم در آمیختن دوباره قسمت هایی از تجارب گذشته با مطالب جدید و بازسازی آن به صورت یک کار تازه و نسبتا انسجام یافته است.

 

۶. «ارزشیابی»: بالاترین و عالی ترین و مهم ترین سطح یادگیری در حیطه شناختی ارزشیابی نام دارد. در واقع انضباط فکری و یادگیری در این سطح، زمانی فعلیت پیدا می کند که فراگیر، تمام مراحل قبلی را طی کرده باشد.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما