اکتبر 18
بازدید : 1136
نظرات : بدون دیدگاه
کودکان نافرمان

به گزارش کار گروه تربیتی فرزند پرتال : آیا فرزندتان همیشه برای هر چیزی جوابی دارد و معمولاً درست بر خلاف آنچه شما گفته اید عمل می کند؟ شما: خواهش می کنم وسایلت را جمع کن. فرزندتان : دارم بازی می کنم. بعداً جمع می کنم. شما : باید الان این کار را بکنی. فرزندتان […]

به گزارش کار گروه تربیتی فرزند پرتال : آیا فرزندتان همیشه برای هر چیزی جوابی دارد و معمولاً درست بر خلاف آنچه شما گفته اید عمل می کند؟
شما: خواهش می کنم وسایلت را جمع کن.
فرزندتان : دارم بازی می کنم. بعداً جمع می کنم.
شما : باید الان این کار را بکنی.
فرزندتان : کار بیخودی هست. نمی کنم!
شما : اجازه نداری بروی مهمانی.
فرزندتان:” نه! البته که می روم! ”
بسیاری از کودکان با قدرت بزرگترها می جنگند و با محدودیتها و قوانین گذاشته شده مشکل دارند، با درخواستها مقابله می کنند و یا به دیگران در جامعه بی احترامی می کنند. برای مثال برای معلم، ناظم، مدیر و پلیس احترامی قائل نیستند و اگر این بزرگترها قوانین را برایشان بازگو کنند و آنان را ملزم به رعایتش کنند، در چنین شرایطی با بزرگترها مقابله می کنند و عصبانی می شوند و می گویند: “چطور جرات می کنی به من بگویی چه کار کنم ؟!”

نافرمانی کودکان در خانه و مدرسه:
روش نافرمانی کودک شما چیست؟ آیا دختر یا پسر شما ظاهراً از قوانین شما پیروی می کند اما در غیاب شما کارهای کاملاً متفاوتی انجام می دهد؟ آیا وقتی قوانین و دستورات رعایت می شوند دیگر جنگی در بین نیست اما بعداً وقتی از انجام دستورات تان امتناع کند، جنگ و جدال اتفاق می افتد؟
سبک نافرمانی هر کودک می تواند متفاوت باشد، می تواند پدر و مادرش را نادیده بگیرد. اینجاست که معلمان و دیگر منابع قدرت احساس، ناکامی و خشم می کنند.
برخی کودکان خیلی زیاد با قدرت بزرگترها می جنگند. می خواهیم بررسی کنیم که آیا کنترل کردن کودکان باعث چنین رفتاری می شود؟
پاسخ این است که احتمال دارد کنترل کردن کودکان باعث این رفتار شود زیرا احساس واقعی شما نسبت به آنها این است که “باید او را کنترل کنم”. ما اغلب می گوییم ” چرا او اینکار را کرد؟” و با توجه به “چرایی” می خواهیم رفتارش را تغییر دهیم. شخصیت افراد مانند نقش بازی کردن است. برخی از افراد از قوانین و قدرت در تمام زندگی شان متنفرند. عوامل دیگر مانند افسردگی، اضطراب، بیش فعالی و کم توجهی یا شرایط دیگر نیز می تواند در بروز رفتار مقابله ای کودک کمک کند.
در برخی موارد، ممکن است ما بدرستی نتوانیم معلوم کنیم که چرا کودک آن رفتار خاص را انجام داده یا چرا چنین چیزی را انتخاب کرده. برای مثال وقتی کودکان در قبال رفتار نادرستی که کرده اند با یک محدودیت یا قانون روبرو شوند یا احساس حسادت می کنند یا احساس ناراحتی و در اینصورت می توانند رفتارهای نافرمانی بروز دهند و”نه” بگویند که به دنبالش اغلب بزرگترها وقت و انرژی زیادی صرف می کنند اما شما به عنوان پدر و مادر باید بدانید که دنیا و جامعه این قصد را ندارد که جلوی بحث و جدل کردن کودکتان را برای تمام طول زندگی اش بگیرد. درواقع، جامعه و ما برای بحث و جدل محدودیتهایی داریم.
به عنوان پدر و مادر وظیفه مان اینست که فرزندمان را برای دنیای واقعی آماده کنیم و دنیای واقعی اغلب نسبت به افرادی که دائماً در حال جنگ و جدل با منافع قدرت هستند مهربان نیست. بنابراین می خواهیم بدانیم ما به عنوان پدر و مادر چگونه می توانیم کودکی پرورش دهیم که به عنوان یک عضو منعطف جامعه باشد. فردی که به خودش فکر کند، نه اینکه همیشه با منابع قدرت بجنگد یا قوانین را کاملاً زیر پا بگذارد:
1. کودکان مقصرند و خودشان عذرخواهی نمی کنند. وقتی مسئله یا مشکلی با کودکتان دارید، روی موضوع تمرکز کنید. تمرکزتان بر رفتار کودک و پیامدهای بالقوه اش باشد. برای مثال، ممکن است کودکتان بگوید من تکالیفم را انجام نمی دهم چون معلم برای ما توضیح نداده بود چگونه آن را انجام بدهیم؟” کودکتان در اثرا انجام ندادن تکالیف، احساس گناه می کند بنابراین می گوید معلم کاملاً در کلاس توضیح نداده است. واکنش شما به عنوان والدین باید این باشد که: دنباله ی حرف فرزندتان درباره ی اینکه معلم توضیح کاملی برای چگونگی انجام تکلیف نداده را نگیرند. روی رفتار تمرکز کنید (رد کردن انجام تکلیف) و پیامدهای بالقوه (عدم قبولی/عدم موفقیت دردرسش). شما می توانید بگویید: “به نظر می آید معلمت را مقصر میدانی که به درستی توضیح نداده که چگونه تکلیفت را انجام بدهی اما انجام دادن تکالیف، وظیفه ی شماست.”
2. عاطفی برخورد نکنید. وقتی فرزندتان از موضوع دفاعی برخورد می کند شما به آسانی بصورت عاطفی با موضوع برخورد می کنید. وقتی آنها ناراحت هستند، شما نیز ناراحت می شوید و گاهی اوقات معلمان و بزرگترهای دیگر هم ناراحت می شوند. برخلاف این کار، بیایید به موضوعی که وجود دارد تمرکز کنید. با آنچه فرزندتان می گوید یا می کند بصورت شخصی برخورد نکنید. برای مثال وقتی فرزندتان از نوشتن مشق زیاد ناراحت است با او همدلی کنید و بگویید “درک می کنم نوشتنش سخت است اما بعنوان دانش آموز وظیفه ات انجام دادن تکالیف است. می توانی کمی استراحت کنی و بعد ادامه بدهی.” اما نباید به خودتان اجازه بدهید که معلمش را زیر سئوال ببرید بلکه باید احترام معلمش را در همه حال حفظ کنید.
3. به کودکتان یاد بدهید که فکر کند. کودکانی که از منابع قدرت نافرمانی می کنند اغلب نسبت به بزرگترها و قوانین واکنش نشان می دهند تا اینکه آگاهانه کاری را انجام دهند. آنها وقتی را صرف نمی کنند که به کارهایشان فکر کنند. آنها فکر نمی کنند به اینکه کاری که انجام می دهند ممکن است تبعات و پیامدهایی داشته باشد.
هرگز برای کودکتان خیلی زود نیست که به او یاد بدهید چگونه موقعیت را ارزیابی کند. یک وقت ممکن است چنین چیزی بگوید: “نمی خواهم برای امتحان بروم”، شما به جای اینکه دنباله ی حرفش را به لحاظ عاطفی بگیرید (که برای والدین طبیعی است)، از او سئوال کنید: “اگر مطالعه نکنی ممکن است چه اتفاقی بیفتد؟” اگر او بگوید: “هیچ اتفاقی نمی افتد”، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و به جای وارد شدن در بحث و جدلش، باز به سئوالات خود ادامه دهید. شما ممکن است بپرسید: “آیا با مطالعه نکردنت امکانش هست که نمره ی کمتری بگیری یا حتی در امتحان یا کلاس نتیجه ات غیر قابل قبول شود؟”
نکته ای که در پرسیدن سئوالات هست، جر و بحث کردن نیست بلکه آموختن به کودک است که به جای واکنش نشان دادن، فکر کند.
4. یادآوری کنیدکه پیامدها بخشی از زندگی هستند. به فرزندتان یادآوری کنید که بعضی چیزها به طور طبیعی اتفاق می افتند. برای مثال خیس می شویم وقتی بدون چتر زیر باران برویم. یا بعضی چیزها پیامد مستقیم واکنشهای کودکان است مانند نخواندن درس و بدون آمادگی به جلسه امتحان رفتن و نمره غیرقابل قبول گرفتن. و یا ممکن است پیامدهایی باشد که شما در نظر گرفته اید برای مثال قبل از انجام تکالیف مدرسه نمی تواند تلویزیون تماشا کند. و اینها به فرزندتان می آموزد که درباره ی چگونه زندگی کردن، یاد بگیرد.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما